ᵀʰᵉ ᶠᵃʳ ᶜᵒᵘⁿᵗʳʸ حکمت به‌منزلهٔ مادر حقیقت می‌تواند راهبر او به… — سرزمین‌های دور✨ پال توئیچل — TG.ME

ᵀʰᵉ ᶠᵃʳ ᶜᵒᵘⁿᵗʳʸ

حکمت به‌منزلهٔ مادر حقیقت می‌تواند راهبر او به جهان‌های ماوراء باشد؛ مشروط بر اینکه به آن گوش فرا دهد. قدرت منشأ تحرک است و مجرایی است برای دستیابی به انرژی الهی جهت اداره کردن حیات در تمامی طبقات سرزمین‌های دور. آزادی به معنای رهایی یافتن از همهٔ موانع بازدارنده است و فرصتی در آن نهفته است به‌منظور بهره‌وری از یک زندگی بی‌کم‌وکاست در جهان‌های معنوی.

ذهن خوب، خلوص و کمال هم از عناصری هستند که با خرد (حکمت) پیوند دارند. قدرت همراه ارادهٔ متعال معنی دارد که در همهٔ جهان‌ها و مخلوقات متجلی شده است. آزادی با جاودانگی همراه است و با وقف کردن خود به علت سوگماد با دلی ساده و بی‌تزویر و ریا.

آنگاه که اک روح را با غسل دادن در رودهای بهشت، خرد و همچنین خلاقیت الهی می‌بخشد؛ یعنی قدرت را به او ارزانی می‌دارد؛ قابلیت بقاء بخشیدن به تمامی چیزها در زندگی در عین حال به او عشق و اشتیاق به تحرک را تقدیم می‌کند که همان آزادی او از بند اسارت دگم‌ها و آیین‌ها می‌باشد.

آنچه سعی دارم بگویم این است که همهٔ این کیفیات سوگماد که درون روح نهفته‌اند؛ آن‌چنان عظیم و شگرفند که کلماتی برای توصیفشان نمی‌توان یافت.

سیستمی که من پیش پای تو گذاشتم تا از آن پیروی کنی؛ یعنی ترک کردن جسم به ارادهٔ خودت، سفر کردن در تمامی کیهان‌ها، آرمان ممتازهٔ تمامی سیستم‌های معنوی در هستی است. تأکید این روش روی شکفتگی خرد معنوی، قدرت معنوی و رهایی (آزادی معنوی) است. این طریق نشان‌دهندهٔ چشم‌انداز رفیعی است که سفیران روح دارند و یک‌بار که بر کسی فاش شد، راه بازگشتی برایش باقی نمی‌گذارد.

بسیارند کسانی که به اولین طبقهٔ ماوراءمادی که می‌رسند؛ می‌پندارند که خدا را ملاقات کرده‌اند و این پایان سفرشان به جهان‌های بهشتی است. جای بسی تأسف است؛ اما یک چنین خودفریبی که بسیار معمول است؛ باور نکردنی است. در اکثر موارد آنها می‌پندارند که خدا آنها را به کارهایی فرمان داده است و گوش فرا دادن به این نجواهای دروغین هم زندگی خود آنها و هم دیگران را به نابودی می‌کشاند.

آدمی که صاحب قدرت، خرد و آزادی است به‌ندرت نازک‌دل می‌شود؛ اما لطیف و ملایم است. این لطافت قدرت‌بخش است؛ ولیکن یک منتقد مادی‌گرا نمی‌تواند این را باور کند؛ در تشنج‌های عصیان‌زده‌اش اعلام می‌دارد که این یک ضعف است و فضیلتی زنانه و ناشایسته برای نیرومندی خاکی.

آنگاه که آدمی به درون اک قدم می‌گذارد و در نیروهای حیات‌بخش آن غرق می‌شود؛ می‌تواند نادرستی این ادعا را درک کند.

یک سفیر روح هنگامی که حقیقتاً در این جریان صوتی غرق شده، جزئی از آن می‌گردد؛ خود را در وحدت با جهانِ جهان‌ها و کیهانِ کیهان‌ها می‌یابد. او با وجود متعال در هستی بی‌پایان، جاویدان و عالمگیر معنوی‌اش سهیم می‌شود. او مرکز و هستهٔ سرزمین‌های دور می‌شود؛ استاد و ارباب همه‌چیز می‌شود؛ اک می‌شود، فرزند سوگماد می‌شود.

با یافتن خرد، شخص درمی‌یابد که خرد به بالاترین نظام‌ها تعلق دارد. می‌توانی بگویی که ذات متعال خرد است؛ قدرت است و آزادی؛ که آن حاضر مطلق است و بر همه‌چیز حاکم. تو به‌منزلهٔ یک سفیر روح، دقیقاً همان‌گونه‌ای که او، مگر از حیث محدودیت‌های جسمانی (فیزیکی). از نظر معنوی تو هیچ‌گونه محدودیتی نداری، اما جسم سفیر روح نیست؛ بلکه پوشش او می‌باشد؛ یکی از ابزارهایی که برای خدمت در اختیار تو است. تو می‌توانی به ارادهٔ خویش این کالبد خاکی را ترک کنی و در هر یک از طبقات بالاتر که میل داشته باشی به کار بپردازی؛ هرچه بالاتر می‌روی، در هر طبقه‌ای از آزادی و قدرت افزون‌تری برخوردار می‌شوی.

استاد حق در قید حیات که با سوگماد یکی است؛ هیچ‌گونه محدودیتی ندارد. تنها و تنها جسمی که برای کار کردن در اختیار دارد؛ فعالیتش را محدود می‌کند؛ همین کالبدها به همین منوال فعالیت خود سوگماد را محدود می‌کنند. آیا سوگماد می‌تواند با تو مکالمه کند؛ همان‌گونه که یک آدم با آدم دیگر؟ مگر اینکه او در قالب آدمی درآید. علم مطلق سوگماد نمی‌تواند خود را به حواس مغز فیزیکی عرضه کند؛ ولیکن یک سفیر روح می‌تواند در یک چشم‌برهم‌زدن به ماورای حیطهٔ فعالیت مغزی و نواحی سرزمین‌های دور صعود کند؛ جایی که آگاهی‌اش آن‌چنان انبساط می‌یابد که حد و مرزی برایش نیست. هنگامی که به این جهان بازمی‌گردد؛ آن حجمی از تجربهٔ حقیقت را به خاطر می‌آورد که در حیطهٔ فعالیت مغز فیزیکی می‌گنجد.


───────────────ـ
سرزمین‌های دور/ فصل 12
August 14, 2026 128 2