آیا سیستم‌های سیاسی را می‌توان با گزاره‌های اخلاقی سیاه و سفید قضاوت… — دیدن — TG.ME

آیا سیستم‌های سیاسی را می‌توان با گزاره‌های اخلاقی سیاه و سفید قضاوت کرد؟

#سیامک_مهاجری

بخش دوم

برای روشن‌تر شدن نقش این ماشین تولید تصمیم، مثالی را در نظر بگیریم. موقعیتی مانند صحنه یک تصادف را تصور کنید. هنگامی که فردی در این حادثه مجروح می‌شود، ما نمی‌پرسیم که آیا سیستم درمانی «خوب» است یا «بد» و نیز درگیر این پیچیدگی اخلاقی نمی‌شویم که آیا باید خودمان مصدوم را درمان کنیم یا او را به پزشک بسپاریم. زیرسیستم سیاسی، با تولید تصمیم و تعیین شماره تماس اورژانس، تمام پیچیدگی محیط را به یک کنش ساده برای تصمیم‌گیری تقلیل می‌دهد. به این ترتیب، زیرسیستم سیاسی همچون ماشینی تصمیم‌ساز عمل می‌کند که با محاسبه و ارزیابی شبکه‌ای متکثر از روابط و با در نظر گرفتن متغیرهای متعدد، تصمیمی تولید می‌کند که ممکن است کارآمد یا ناکارآمد باشد.

یک سیستم سیاسی، به‌واسطه گستردگی تصمیم‌هایی که اتخاذ می‌کند، در سطوح مختلف با جامعه در ارتباط است. از همین رو، ممکن است در یک حوزه با منافع ما همسو باشد و در حوزه‌ای دیگر بر خلاف منافع ما عمل کند. برای نمونه، تصمیمی در عرصه نظامی ممکن است در راستای منافع ملی همگان باشد، در حالی که تصمیمی دیگر در حوزه اقتصاد با منافع بخش بزرگی از شهروندان تعارض داشته باشد. در نتیجه، نوع تعامل ما با این سیستم نیز از یک سطح به سطح دیگر متفاوت خواهد بود.

اگرچه سیستم سیاسی نه یک ارگان طبیعی است و نه یک ماشین مکانیکی، اما برای تقریب به ذهن می‌توان گفت همان‌گونه که ماشینی را که ظرف‌های ما را می‌شکند، اما لباس‌هایمان را می‌شوید، با معیارهای اخلاقی داوری نمی‌کنیم، بلکه به‌صورت بخشی با آن تعامل داریم و می‌کوشیم آن را تعمیر، بهبود یا در صورت لزوم تعویض کنیم، زیرسیستم سیاسی نیز در هر حوزه می‌تواند بر اساس کدهایی چون «کارآمد» یا «ناکارآمد» به‌گونه‌ای متفاوت ارزیابی شود.

🔰حال، هنگامی که این زیرسیستم به‌طور فزاینده با کدهای اخلاقی تعریف و انباشته می‌شود، تعارض‌هایی در جامعه پدید می‌آید؛ به‌گونه‌ای که دفاع از یک سطح یا یک کارکرد این سیستم، از نظر گروهی، به‌منزله دفاع اخلاقی از کل سیستم تلقی می‌شود و، برعکس، نقد یا مخالفت با بخشی از آن نیز به‌مثابه نفی اخلاقی تمام سیستم فهمیده می‌شود. منشأ این برداشت آن است که گویی دولت نیز، همانند یک فرد، دارای یک ذهن روانی واحد است.

📛وقتی استفاده از کدهای اخلاقی در زیرسیستم سیاسی به امری طبیعی تبدیل می‌شود، دیگر عجیب نخواهد بود که حتی تیم ملی فوتبال نیز، صرفاً به‌واسطه بازی کردن زیر پرچم این دولت، «تیم فوتبال حکومت» قلمداد شود و از شکست آن ابراز خوشحالی کنند.
اما مشکل از آنجا آغاز می‌شود که استمرار استفاده بی‌رویه از کدهای اخلاقی می‌تواند کل جامعه را دچار اختلال کند. به این معنا که اگر انتظاری که مخالفان وضع موجود از بازیکنان تیم ملی دارند، به دیگر ارکان جامعه، مانند پزشکان، مهندسان و دیگر گروه‌های حرفه‌ای نیز سرایت کند، آنگاه با چه صورتی از اجتماع روبه‌رو خواهیم بود؟

ممکن است کسانی بگویند چنین انتظاری از جامعه پزشکی، که در بیمارستان‌های دولتی فعالیت می‌کنند، وجود ندارد. در پاسخ می‌توان گفت اگر چنین انتظاری از آنان وجود ندارد، طبیعی است که برای بخشی از جامعه نیز چنین انتظاری از بازیکنان تیم ملی فوتبال وجود نداشته باشد!

این مجادله اخلاقی می‌تواند همچنان ادامه یابد و استدلال‌های فراوانی در تأیید یا رد آن مطرح شود؛ اما مسئله اصلی، خوانش زیرسیستم سیاسی با کدهای اخلاقی است. البته بهره‌گیری از این کدها، در سطحی محدود، برای قضاوت و ارزیابی هر سیستم سیاسی ضروری است؛ اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این ماشین تولید تصمیم را، به‌جای بررسی موردی بر اساس کدهایی چون «کارآمد/ناکارآمد»، «مشروع/نامشروع» و مانند آن، صرفاً به‌صورت تقلیل‌گرایانه و با کدهای اخلاقی فهم و ارزیابی کنیم.

از منظری رادیکال‌تر، حتی می‌توان گفت سیاست در عصر جدید با گسستی نظری و معرفتی از کدهای اخلاقی تأسیس شده و شکل گرفته است. به بیان دیگر، سیستم سیاسی مدرن با گسست از نظام تقدیر و نظام اخلاق، و بر پایه حداکثرسازی منافع، اساساً ماهیتی مستقل از اخلاق دارد. ازاین‌رو، بازخوانی و فهم آن صرفاً در نسبت با اخلاق، مگر آنکه خود بخشی از راهبرد کسب قدرت باشد، با فلسفه وجودی آن در تعارض قرار می‌گیرد. اگر هم توسل به اخلاق صرفاً یک راهبرد سیاسی باشد، در آن صورت پنهان شدن پشت فیگورهای اخلاقی چیزی بیش از یک نمایش نخواهد بود؛ ازاین‌رو، نباید اسیر صحنه‌گردانی این بازی اخلاقی شد یا بر اثر فشار اجتماعی به آن تن داد.

به دیدن بیا @BooF60
👍13❤1
July 7, 2026 720 11