‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌m𝗒 𝖻𝗂𝗍𝖼𝗁: post #3739 — TG.ME

⠀⠀ㅤㅤ ᅠ︩︪𐇵ུ‌
روزی دنیا یه زن رو جادوگر صدا زد؛ یکی دیگه رو سایرن،یکی رو اغواگر، یکی رو هیولا.

روی اون خانمها اسم‌های مختلفی گذاشته شد، ازشون داستان‌های ترسناک گفته شد و بعد، هر بار که مردم ازشون ترسیدن، تقصیر رو گردن خودشون انداخت.

اما واقعا چرا؟

چرا زنی که صدای خودش رو داره، می‌شه اغواگر؟
چرا زنی که تسلیم نمی‌شه، می‌شه جادوگر؟
چرا زنی که برای خودش انتخاب می‌کنه، تبدیل می‌شه به یه موجود خطرناک؟

سایرن‌ها رو موجوداتی میدونستن که با آوازشون ملوان‌ها رو وسوسه می‌کردن و به سمت مرگ میکشوندن.
ولی شاید اون سایرن‌ها فقط آواز خودشون رو می‌خوندن.
و این ملوان‌ها بودن که انتخاب کردن گوش بدن، نزدیک‌تر برن و مسیرشون رو عوض کنن.

جادوگرها هم زن‌هایی نبودن که شرور باشن؛ اونا فقط زن‌هایی بودن که زیادی متفاوت بودن، زیادی مستقل بودن یا حاضر نبودن چیزی رو که جامعه ازشون می‌خواست، قبول کنن.
شاید خیلی از زن‌هایی که توی داستان‌ها «خطرناک» شدن، فقط زن‌هایی بودن که حاضر نشدن اون‌طور که بقیه می‌خواستن زندگی کنن.

و وقتی جامعه دید نمیتونه اون‌ها رو کنترل کنه، ساده‌ترین کار این بود که با القاب مختلف صداشون کنه و اون‌ها رو مظهر شرارت و بدی جلوه بده .

اون زن ها جادوگر صدا زده شدن
سایرن صدا زده شدن
اغواگر صدا زده شدن
هیولا صدا زده شدن
زن خراب صدا زده شدن
و...

اسم‌ها عوض شد، ولی داستان یکی بود
زنی که حاضر نبود خودش رو مطابق خواسته‌ی دیگران تغییر بده، پس تبدیل شد به چیزی که باید نابود بشه.

برای من، سایرن یا جادوگر نماد شرارت نیست.
نماد زنیه که صدای خودش رو خاموش نمی‌کنه، مسئول انتخاب‌های خودش می‌مونه و اجازه نمی‌ده دیگران هویتش رو براش تعریف کنن.

تو طرف کدومی وقتی دنیا دوباره شروع میکنه یه زن رو «مایه ی فساد» صدا زدن؟

طرف کسی که سنگ می‌زنه به اون زن،
یا درکنار کسی که فقط جرئت کرده خودش باشه می ایستی؟
ㅤㅤ ㅤ𓌔ㅤㅤㅤㅤ ㅤ𓌔ㅤㅤㅤㅤㅤ𓌔