خیلی قشنگ بود ، زیبا و متفاوت ، اینکه تو لحظه های آخر هم به خاطرات… — ᬊ ماهی قرمز من ᬊ — TG.ME

تـآسـیـان ٬- سحر فراموشی - ۳ آگوست، سال ۱۸۶۹ انگشتانم سرشار از تمنا برای نجات اند. می‌خواهم تنم را از میان طغیان آب بالا بکشم و به ساحل زندگانی چنگ بیندازم اما بیشتر فرو می‌روم. زیر پایم چنان خالی می‌شود که با شدت به قعر اقیانوس کشیده می‌شوم و نفس کشیدن را از یاد می‌برم.…
خیلی قشنگ بود ، زیبا و متفاوت ، اینکه تو لحظه های آخر هم به خاطرات فکر می‌کنه ، به مکان هایی که بوده و احساسات و نگاه و لبخند......و حسرت یه آغوش دوباره

ادیت و موزیک هم واقعا قشنگ‌بود ، موزیکی که روی ادیته....همه چیز عالی بود ، اصلا چی بگم وقتی همه چی اینقدر زیباس....

خسته نباشید 💞
⚡1
September 9, 2026 21 1