هر وقت سوار ماشین میشم سمت پنجره میشینم. خوشم میاد. دوست دارم در طول… — دفترچه‌خاطراتِ‌آبی. — TG.ME

هر وقت سوار ماشین میشم سمت پنجره میشینم. خوشم میاد. دوست دارم در طول مسیر به بیرون خیره بشم و آدما رو تماشا کنم. درختایی که میبینم و میشمارم. تغییری که تو اطراف ایجاد میشه رو سریع میفهمم. به بچه هایی که از پنجره ی ماشین به بیرون خیره شدن لبخند میزنم. اسم مغازه هارو بلند بلند میخونم. وقتی از زیر پل رد میشیم جیغ و سوت میزنم. با دیدن ماشینای سنگین دوباره آرزو میکنم که ی روز سوارشون بشم. نمیدونم میشه تو زندگی به اینجور چیزا دل خوش کرد و ادامه داد یا نه. اما من هنوز از انجام دادم این کارا خوشم میاد. پس بازم انجامشون میدم.
September 6, 2026 123 2