پیشنهاد میشود.
مارک فیشر یک نابغه بود زین باب که تحلیلش از اینکه چرا افسردگی به بیماریِ همهگیرِ جوامعِ غربی تبدیل شده (و چرا بیوشیمیاییسازیِ آن به نفعِ شرکتهای داروسازیِ تمامشده(SSRIها🤑))، پردهبرداریاش از بوروکراسیِ عجیبی که نئولیبرالها با اسمِ بازار سرمون درآوردند و مفهومِ ناتوانیِ انعکاسی (==میدونیم خرابه، ولی کاری ازمون برنمیاد) چنان تیزبینانهس که آدم شاکی میشه چرا خودش نتونست راهِ فراری پیدا کنه(نه که فیشر راه ۱۰۰٪ بگه ولی تلاشهایی میکند) و متاسفانه تسلیمِ همون افسردگی شد و ۲۰۱۷ رفت.
تایتل ۹ فصلش رو بخونید مجذوب میشید ولی صرفا چند نقل قول جسته گریخته از کتاب:
تصور پایان جهان از تصور پایان سرمایهداری آسانتر است.
سرمایه یک انگل مجرد است، یک خونآشام سپریناپذیر و یک زامبیساز خستگیناپذیر؛ اما گوشتِ زندهای که به کارِ مرده بدل میسازد، گوشتِ تنِ ماست، و زامبیهایی که میسازد، ما هستیم.
همهچیز تسلیم تغییراتِ دائمِ مُد و تصاویرِ رسانهای میشود، و [در عینِ حال] دیگر هیچچیز تغییر نمیکند.
پس از وضعیتی که در آن هیچچیز ممکن نیست، ناگهان همهچیز دوباره ممکن میشود.
ما باور داریم که پول تنها یک ژتونِ بیمعناست که ارزشِ ذاتی ندارد، اما چنان عمل میکنیم که گویی واجدِ نوعی ارزشِ قدسیست. و این عملکرد دقیقاً بهلطف نفیوانکار (Fetishist Disavowal) ممکن میشود.