یک اعتراف تلخ...
هیچ وقت نفهمیدی پشت هر پیامی که برایت فرستادم چند بار غرورم را دفن کرده بودم. تو فقط چند كلمه روی صفحه دیدی؛
اما من قبل از نوشتن همان چند کلمه
هزار بار نوشتم پاک کردم اشک ریختم، منصرف شدم و دوباره برگشتم.
کاش میفهمیدی وقتی یک آدم عاشق بعد از این همه سکوت خودش سراغت میآید دنبال ترحم نیست...
فقط دلش هنوز از دوست داشتنت خسته نشده است. من به تو پیام ندادم که جوابم را بدهی
پیام دادم چون دلم دیگر طاقت پنهان کردن دلتنگیاش را نداشت اما تو سکوت کردی؛ انگار نه انگار کسی آن طرف صفحه، تمام غرورش را شکسته بود تا فقط بگوید: «هنوز دوستت دارم.
هنوز دلتنگتم.»
از آن روز فهمیدم بعضی آدمها پیام را میخوانند، اما شجاعتی را که پشت آن نوشته خوابیده، هیچ وقت نمیبینند
و تلخ ترین جای ماجرا همین بود...
غرورم را باختم اما تو حتی نفهمیدی برای به دست آوردنت، ازچیزی گذشته بودم...!!:)))
4August 31, 2026 427 7