میردا... کتابی که وقتی نوشتمش، بیشتر شبیه یه اتاق تاریک بود. جایی که… — Binovore — TG.ME

میردا... کتابی که وقتی نوشتمش، بیشتر شبیه یه اتاق تاریک بود. جایی که چراغی روشن نیست، فقط سایه‌هارو می‌بینی و صدای قدم‌هات توی سکوت می‌پیچه. اون‌جا همه‌چیز تلخه، تکراریه، انگار هیچ راه فراری نیست. ولی بازم می‌خواستم که دنیای میردا رو شما رنگی بسازین... چون من فقط تاریکی رو نوشتم، رنگاشو شما باید پیدا کنین. و بعدش، رنسا... رنسا برای من پاورقیِ میرداست. توضیحی برای همون اتاق تاریک. مثل یه حاشیه، یه یادداشت کوچیک توی گوشه‌ی صفحه. اما همین حاشیه گاهی همه‌چی رو عوض می‌کنه. رنسا بیشتر شبیه یه زمستون آبیه، یه جور اعتماد به خود، یه جور حرف زدن با درون. میردا اصل ماجراست. رنسا یه جور مرور دوباره، از زاویه‌ی دیگه. یکی مثل خواب، یکی مثل بیداری. یکی مثل داستان، یکی مثل توضیح داستان. من فقط خواستم این دوتا کتاب بشن آینه. آینه‌ای که یا خودتونو توش پیدا کنین، یا یه بخش از چیزی که همیشه ازش فرار می‌کردین. پس، دنیای میردا رو رنگی بسازین... 🎭 https://t.me/binovore #artbook #darkwriting #undergroundart #storytelling

🔥4❤2
August 14, 2025 187