دیشب انجیر بنفش خوردم، هیچ وقت اونقدرها میوهی مورد علاقم نبود ولی آنقدر بنفش پررنگ و جونداری داشت که انگار ادمو صدا میزد. بعد فکرم رفت به شکوه اون رنگ و به شکوه کل اون فرایند بزرگی که در کار بوده، به اون آدمی که بذری رو کاشته و ذوق کرده با دیدن جوونههاش، با دیدن بزرگ شدنش، با دیدن میوههای کوچولوی سبزش و کمکم بزرگ شدن و بنفش شدنشون. تمام اون خاک و باد و بارون، تمام اونایی که چیدن و بستهبندی کردن و.... سالهای سال یک فرایند خیلی خیلی بزرگ انجام شده تا من تو این لحظه، انجیر رو توی سبد میوه روی میز خونهام ببینم و با نگاه کردن و بعد چشیدنش بهش پر از ذوق بشم. تصور کن!!!! ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند، فقط برای یه لحظه شادی، برای چند ثانیه حس رضایت،
چقدررررر مهمه این شادی و رضایت ما که سیستم هوشمند آفرینش اینجوری واسش مسیر چیده. واووووو. لذت ببریم.
فکر میکنی بخاطر فشارهای زندگی باید بیخیال اون لذتها بشی و ندیده بگیریشون؟ فکر میکنی سختی نداشته رسیدگی به اون درخت انجیر؟ هم سختی داشته هم لذت. تو انتخاب میکنی کدومشو برای خودت پررنگ کنی.
فکر میکنی تو شرایطی که هرروز خبر جنگ میاد نمیشه لذت برد؟
شرایط داغون مملکت رو از نظر جنگ و تورم و مدیریت فاجعهبار تو زمینههای مختلف همه میدونیم. اما میدونی چیه؟ انگار برنامهریزی شده ذهنمون فقط اونا رو ببینیم، نه رنگ دیوانهکنندهی انجیربنفش رو. ولی میدونی اصل ما این نیس؟ واسه همینه که بچهها راحت تر ذوق میکنن، چون به اصلشون نزدیکترن.
لذت نمیبری چون با اشتباهات گذشتهی خودت کنار نیومدی و خودت رو سرزنش میکنی؟
چون یادت رفته اشتباه و زمینخوردن بخشی از فراینده، بخش از همین فرایند عظیم و پرشکوه. زمین خوردن بخشی از راه رفتنه، کلمات غلط غلوطی که بچه ها میگن بخشی از فرایند یادگیری حرف زدنه و گاهی!!! فقط گاهی!!! با دیدن بچهها یادمون میاد ذوق کنیم حتی با اشتباها، چرا؟ چون ته وجودمون پذیرفتیم اینکه پرفکت نبودن بخشی از مسیره. و اگه فکر میکنی زیاد تلاش کردی و زیاد شکست خوردی، دمت گرم، تمام تلاشهات پلههایی میشن که ازشون میری بالا. اما میدونی چیه؟ نردبون موفقیت خیلی وقتا اینجوریه که وقتی رسیدی برمیگردی و میفهمی چه پله هایی تو رو رسونده به اینجا. اولش نمیدونی. ولی اعتماد کن، به این سیستم هوشمند آفرینش اعتماد کن، و به توانمندیهای وجود خودت اعتماد کن و ادامه بده، ادامه بده،
شاید سال دیگه، همزمان با چشیدن طعم یه دونه گیلاس خوشرنگ تابستونی، همزمان با اون چند ثانیه لذت، یهویی نگاهت به پایین نردبون هم افتاد و با خودت گفتی واووووووووو چقدر خفن اومدم تا اینجا.
ادامه بده، ادامه بدیم، و یادمون باشه، تو دل هر قدم، توی سختی هر قدم، لذتی هم هست اگه نگاهمون دنبال لذت باشه.
@biabehtarshim
4
3September 1, 2026 225 3 4