ماجرای مرگ حافظ و داستان بعد از آن: وقتی حافظ از دنیا رفت، برخی از… — بیدل خانه📚 — TG.ME

ماجرای مرگ حافظ و داستان بعد از آن: وقتی حافظ از دنیا رفت، برخی از *فقهای متعصب* آن زمان نمی‌خواستند اجازه دهند او را با احترام دفن کنند. دلیلشان این بود که اشعار حافظ پر از *شراب، می‌ و عشق* است و می‌گفتند چنین کسی نباید به‌صورت اسلامی دفن شود. اما مردم شیراز حافظ را دوست داشتند و بحث بالا گرفت. برای حل اختلاف، پیشنهاد شد از خود *دیوان حافظ* فال بگیرند؛ وقتی دیوان را گشودند، این بیت آمد: **"قدم دریغ مدار از جنازه حافظ که گرچه غرق گناه است، می‌رود به بهشت!"** همه ساکت شدند و آن را نشانهٔ کرامت او دانستند. به این ترتیب، با احترام فراوان، *در باغ مصلی شیراز* به خاک سپرده شد، جایی که امروز به نام *آرامگاه حافظ (حافظیه)* شناخته می‌شود. این داستان نشان می‌دهد که چگونه حتی پس از مرگ هم، شعر حافظ زبان گویای دفاع از خودش شد.

November 2, 2025 479 3