بیست و هفتم جلوت انگار پنج سالمه ،
نباشی صد سالمه ،
تو توی قلبت یه خونهی نقلی بهم دادیو ،
ترس از دست دادنت همسایمه ،
میگفت عمرمه باخته ،
دستی که لای موی اونی که عاشقشی بردی بردی ،
گفت عشق پاک نمیشه ،
اگه پاک شده بدون عاشق نبودی ،
فقط گوه میخوردی ،
کنارت بودم آروم ،
قرص چیه بغلت بودن دارومه ،
یادم نمیره چطور بوسیدمت ،
کف تهران وسط موشک بارون ،
خودم حالا اوکی ،
با خوابام چیکار کنم ،
حل نمیشه که با داد بیداد ،
غرورم نمیذاره مستقیم بگم ،
ولی این گربهها مامان میخوان !
@Be_Ghule | Download