وفاق در مقابل وفاق
بسمالله الرحمن الرحیم
مدتی است موضوعی ذهن مرا به خود مشغول کرده است. در این یک سالی که از جنگ با استکبار میگذرد و هر روز به شرایط حساستر و پیچیدهتری نزدیک میشویم، به نظر میرسد در کنار میدان نظامی، صحنه دیگری نیز در حال شکلگیری است؛ صحنه نبرد ترکیبی برای تغییر ادراک و محاسبات جامعه.
دولت، حامیان دولت و برخی شیوخ و بزرگان این جریان، با ایجاد صدایی هماهنگ در تریبونها و رسانهها، بهتدریج در حال کمرنگ کردن مبانی اصیل انقلاب، آرمانهای حضرت امام(ره) و مکتب قائد شهید هستند.
این موج ابتدا از حنجره برخی ریشسفیدان و شیوخ جریان آغاز شد و امروز توسط برخی ارکان دولت و نزدیکان آن تکرار و تقویت میشود؛ از سفیدشویی جنایتهای استکبار گرفته تا ترویج ادبیات «نمیشود»، «نداریم» و «راهی جز صلح نیست» و حالا حتی این پرسش که «انرژی هستهای برای چیست؟»
ممکن است هرکدام از این اظهارنظرها بهتنهایی یک دیدگاه سیاسی تلقی شود، اما وقتی همه را کنار هم میگذاریم، یک خط مشترک دیده میشود: تلاش برای تغییر تدریجی ذهن جامعه و بازتعریف آنچه سالها بهعنوان اصول و دستاوردهای انقلاب پذیرفته شده است.
در چنین شرایطی، نمیتوان با سکوت و واکنشهای پراکنده به میدان آمد. اگر یک جریان توانسته با تکیه بر «وفاق» صدایی نسبتاً هماهنگ ایجاد کند، جریان انقلاب نیز باید وفاق در مقابل وفاق ایجاد کند.
شیوخ، ریشسفیدان و بزرگان جریان انقلاب باید لباس پراکندگی و بیتفاوتی را از تن بیرون کنند و لباس احساس خطر و تکلیف بپوشند. صدها جریان موازی و هرکس برای خود سخن گفتن، نهتنها قدرت ما را افزایش نمیدهد، بلکه رقیب را تقویت میکند.
امروز فکر در مقابل فکر، نظر در مقابل نظر، حرف در مقابل حرف و تبیین در مقابل تبیین لازم است.
باید برخاست و اجازه نداد دستاوردهایی را که برای آنها هزینههای سنگین دادهایم، آرامآرام از ذهن و سپس از دست جامعه خارج کنند.
وفاق در مقابل وفاق؛ این نیاز امروز جبهه انقلاب است.
والسلام
September 11, 2026 15