گفتگوی ادمین کانال فلسفه و علم و دانش با چت جی پی تی بخش دهم از اسپینوزا تا کوانتوم بوهمی درمورد سه مفهوم را باید از هم جدا کنیم ..تعیین کنندگی..غیر محلی بودن..و انتقال قابل کنترل اطلاعات سریع تر از نور..اخرین مورد بحثمون که شما مطرح کردید..
دقیقاً؛ این سه مفهوم باید کاملاً از هم تفکیک شوند، چون در بحث بوهم و مکانیک کوانتومی اغلب بهاشتباه یکی گرفته میشوند.
سه گزاره داریم:
تعیینکنندگی (Determinism)
غیرمحلیبودن (Nonlocality)
انتقال قابلکنترل اطلاعات سریعتر از نور (Superluminal signaling)
و نکتهٔ مهم این است که از اولی و دومی، سومی بهطور خودکار نتیجه نمیشود.
۱. تعیینکنندگی
تعیینکنندگی یعنی اگر وضعیت کامل سیستم در یک لحظه را بدانیم، آیندهٔ آن ــ دستکم در سطح بنیادی نظریه ــ بهطور یکتا تعیین شده باشد.
در یک نظریهٔ متغیرهای نهان، مثلاً میتوان تصور کرد که نتیجهٔ اندازهگیری از قبل توسط یک وضعیت بنیادیتر، یعنی λ\lambda، تعیین شده است:
A=A(a,λ)A=A(a,\lambda)
که در آن aa انتخاب دستگاه اندازهگیری و AA نتیجه است.
اما تعیینکنندگی بهخودیخود هیچ چیزی دربارهٔ سرعت انتقال تأثیر نمیگوید.
۲. غیرمحلیبودن
اینجا بحث بوهم بسیار مهم میشود.
در نظریهٔ بوهمی، وضعیت یک ذره میتواند به وضعیت ذرات دیگر در یک توصیف مشترک وابسته باشد؛ به زبان ساده، ساختار نظریه اجازه میدهد چیزی که در یک ناحیه اتفاق میافتد به نحوی با وضعیت ناحیهٔ دور مرتبط باشد.
بنابراین نظریهٔ بوهمی:
تعیینگرا + غیرمحلی
است.
اما این غیرمحلیبودن الزاماً به معنی این نیست که میتوانیم یک پیام را از A به B با سرعت بیشتر از نور بفرستیم.
این دقیقاً همان نقطهٔ ظریفی است که ارزش دارد روی آن مکث کنیم.
۳. انتقال قابلکنترل اطلاعات سریعتر از نور
این مفهوم خیلی قویتر است.
فرض کنیم آلیس و باب در فاصلهٔ بسیار زیادی از هم هستند.
اگر آلیس بتواند با انتخاب بین دو عمل XX و YY، توزیع آماری نتایج اندازهگیری باب را تغییر دهد، بهطوری که باب فقط با مشاهدهٔ نتایج خودش بفهمد آلیس XX را انتخاب کرده یا YY، آنوقت واقعاً انتقال اطلاعات سریعتر از نور داریم.
اما در مکانیک کوانتومی معمولی چنین چیزی رخ نمیدهد.
برای مثال، در یک حالت درهمتنیده، نتیجهٔ باب ممکن است با انتخاب آلیس همبستگی داشته باشد، ولی حاشیهٔ آماری نتایج باب بهتنهایی تغییر نمیکند:
P(B∣b,a)=P(B∣b)P(B|b,a)=P(B|b)
یعنی انتخاب aa توسط آلیس، در آمار محلی باب قابل تشخیص نیست.
بنابراین باب نمیتواند از دادههای خودش بفهمد آلیس چه کاری انجام داده است.
و اینجا یک تمایز فوقالعاده مهم داریم
میتوانیم این وضعیت را به شکل زیر خلاصه کنیم:
تعیینکنندگی ⇏ غیرمحلیبودن ⇏ سیگنالدهی سریعتر از نور\boxed{ \text{تعیینکنندگی} \;\not\Rightarrow\; \text{غیرمحلیبودن} \;\not\Rightarrow\; \text{سیگنالدهی سریعتر از نور} } ..ادامه دارد...
حتی دقیقتر:
Nonlocality≠Superluminal Signaling\boxed{ \text{Nonlocality} \neq \text{Superluminal Signaling} } https://instagram.com/bahmankhalilnasab
🆔@barokh