اتاق طبقه چهارم @baharvin ▪️از همه جا که رانده می‌شدم، عقلم که به… — ...حالا که فکرش را می‌کنم...| بهاره آروین — TG.ME

...حالا که فکرش را می‌کنم...| بهاره آروین☑️ برای دکتر ساعی عزیز، استاد و همکاری که در دانشگاه برایم مثل پدر بود برای لیلا و فاطمه که هر دو زودتر از پدرومادرشان پر کشیدند و برای نسرین خانم، همسر دکتر ساعی، مادر داغدار دو فرزند و تجسم زنده‌ی صبر و ایمان همه چیز امروز زیادی عجیب و غیرواقعی بود، عکس…
☑️ اتاق طبقه چهارم
@baharvin
▪️از همه جا که رانده می‌شدم، عقلم که به جایی قد نمی‌داد، پناهم اتاق طبقه چهارم دانشکده بود، اتاق دکتر ساعی، اتاقی کوچک و گرم، خیلی گرم آن‌قدر که بارها به شوخی بهش می‌گفتیم دکتر اینجا دیگر رسما سوناست و او هم با خنده تایید می‌کرد:) آن اتاق گرم با همان لبخند گشوده‌ی دکتر که آدم را دعوت به نشستن می‌کرد، با همان لیوان‌های پاکیزه‌ای که دکتر اصرار داشت هربار خودش درشان برای مهمان اتاق چای تازه‌دم بیاورد، حالا هرچقدر هم که ادم ابراز شرمندگی می‌کرد و درخواست که حداقل بگذارید چای را دیگر خودم بیاورم، دکتر اما راضی نمی‌شد، چای مخصوص و خوش طعم را خودش برای مهمان می‌آورد در همان لیوان‌های شیشه‌ای که از خانه آورده بود و همیشه خودش بعد از استفاده خیلی تمیز می‌شست و آدم را شرمنده‌تر می‌کرد.

▪️روزهای زیادی روی صندلی فلزی آن اتاق نشستم و دکتر ساعی با آن لحن آرام و شمرده ذهنم را روشن کرد، بارهای زیادی از اتاق که می‌آمدم بیرون، نفسم جا آمده بود، تکلیفم روشن شده بود، آرام و قرار گرفته بودم، دلم قرص شده بود که تنها نیستم و پشت و پناه دارم.

▪️روزهای زیادی با همکاران در همان یک گله‌ جای اتاق که سجاده‌ی دکتر هم به زور درش پهن می‌شد، نشسته‌ و گپ زده بودیم، روی همان صندلی‌های فلزی و مبل قرمز کوچک و تک‌نفره‌‌ی کنار پنجره که وقتی تعداد زیاد می‌شد بالاخره یکی‌مان روی‌اش می‌نشست… خاطرات زیادی هست، خاطراتی دلنشین از روزهای خوش از دست رفته...

▪️فردا ظهر، دوشنبه هفتم مهر، ساعت ۱۲:۳۰ ما، یعنی همه‌ی کسانی که از اتاق طبقه‌ی چهارم خاطره داریم، می‌خواهیم در کنار همکاران و دانشجویان و همسر دکتر ساعی برویم و آخرین تصویر و خاطره‌مان از اتاق طبقه چهارم را ثبت کنیم، جای خالی دکتر را در کنار یادداشت‌ها و کتاب‌ها و پژوهش‌ها و…لیوان‌ها، جای خالی‌ای که هرگز پر نمی‌شود با همه‌ی آن صمیمت و محبت پدرانه‌ی پرحجمی که از درودیوارهای آن اتاق سرازیر بود و من مطمئنم تا سال‌ها، وقتی از آسانسور طبقه‌ی چهارم بیرون بیایم، ناخودآگاه همچنان پاهایم را سمت راهروی شمالی می‌‌کشد، به سمت اتاق دکتر ساعی، جایی که ده پانزده سال از جوانی‌ام پناه و مشکل‌گشای سردرگمی‌ها و استیصال جوانانه‌ام بود.

پی‌نوشت: مراسم یادبود و گرامیداشت خاطره‌ی دکتر ساعی  را به همراه رونمایی از یادنامه‌ای که حاوی نوشته‌های دوستان و همکاران و دانشجویان درباره‌‌ی اوست، برای اواخر مهر ماه برنامه‌ریزی کرده‌ایم که در وقت خودش اطلاع‌رسانی خواهد شد. یک‌بار دیگر از همه‌ی کسانی که یاد و خاطره‌‌ای هرچند کوتاه از دکتر ساعی دارند دعوت می‌کنم حداکثر تا نیمه‌ی مهرماه این یاد و خاطرات دلنشین را مکتوب کنند و به آدرس‌ [email protected] ارسال کنند تا در یادنامه‌ای که آخرین مراحل تدوین را طی می‌کند جای گیرد و ماندگار شود.
Telegram
...حالا که فکرش را می‌کنم...| بهاره آروین
فراخوانی برای مشارکت در تدوین یادنامه‌ی دکتر ساعی درگذشت زنده‌یاد دکتر علی ساعی، استاد اثرگذار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس، برای همه‌ی ما ناگهانی و غم‌انگیز بود. در طول سالیانی که ایشان در دانشگاه فعالیت داشتند، همکاران و دانشجویان بسیاری از کمک‌ها…
September 28, 2025 950 2