پدرش میگه وضعیت پسرم طوری شده بود که هروز از ما خیلی جدی درخاست میکرد براش زن بگیریم و به دخترا تو دایرکت پیام میداد، حتی تو مدرسه هم با معلما مطرح کرده بود که براش یه جلسه اضطراری با اولیا گذاشته بودن و تاکید میکرده که این کار رو برای حفظ شخصیت و دوری از هوا هوس میخاد انجام بده. در نتیجه خانوادش هم تسلیم شدن.پن:
من ریدم تو مغز اون خانواده که عقلشون اندازه بچه حشریشون قد نمیده، اخه این بچه زندگی و تعهد میفهمه؟ مسئولیت میفهمه؟ یا میخاین جاش زندگیشو پیش ببرین؟ این یکی دوبار کارشو بکنه دو روز دیگه به گوه خوردن میفته. معنای زندگیو بفهمه پنیک میکنه اخه چقد کسخل و بی مسئولیتین/؛
@BadTeg







