دیشب تو خیابونای شیراز، دوتا دختر با ماشین میزنن به ماشینِ پسره؛ بعد معتقد بودن که مقصر نیستن و میخواستن فرار کنن
پسره هم گفت چون بیادب هستی، باید خسارت بدی، و نشست رو ماشینش تا نزاره برن.
دختره هم دید که نه راه پس داره نه راه پیش، گفت الان زنگ میزنم شوهرم سروان شهریزی بیاد کونت بزاره...
@BadTeg




