آقا خیلی به آقای شهید وابسته بودن. به یکی گفته بودن من دلم نمیاد یه… — برگ زیتون🌿 — TG.ME

آقا خیلی به آقای شهید وابسته بودن. به یکی گفته بودن من دلم نمیاد یه روز ایشونو نبینم و حتماً هرروز ظهر می‌رم که ایشونو ببینم.


یه بار آقای شهید، چیزی ازشون میخوان و ایشون دست می‌ذارن روی قلب و میگن چشم قربان!

آقای شهید میگن اینطوری نگو! ایشون میگن من چیزی که از قلبم براومد رو گفتم‌...

تدفین امام شهید تو مشهد هم با حضور امام عزیزمون بوده. ایشون کنار مزار پدرشون نیم ساعت خلوت و گریه کردن... نماز هم خوندن.
❤107
September 7, 2026 687 13