ما و فردوسی گاهی اوقات با خودم خیال می کنم که مثلا جناب فردوسی به… — سفرهاى آوان — TG.ME

ما و فردوسی

گاهی اوقات با خودم خیال می کنم که مثلا جناب فردوسی به میانه‌‌ی سرودن شاهنامه رسیده و با خود فکر می کند که خسته شده و شاهنامه را رها می کند، بعد چند قرن می‌گذرد و ما زبان فارسی را این‌گونه نداریم و شاید بخشی از اوراق تاریخ است نه روزمره‌ی ما.
این است که فردوسی، پدر است
پدری که قوام خانه را نگاه می‌دارد
با همه‌ی سختی ها و ناملایمت‌ها...

شاید هرچه بگوییم در حق جناب فردوسی، نتواند حق او را به جا آورد. پس به این بیت که در وصف او سروده شده اکتفا می کنیم؛

بزرگا! جاودان مردا! هُشیواری و دانایی
نه دیروزی که امروزی، نه امروزی که فردایی...

روز فردوسی بر همه‌ی فارسی زبانان سراسر گیتی مبارک باد
❤8
May 15, 2026 686