بوسه‌ای که زندگی پسر دانشجوی حقوقم را دگرگون کرد 🍃 زمانی که پسرم… — 🏔آوای بنچله☀️ — TG.ME

  بوسه‌ای که زندگی پسر دانشجوی حقوقم را دگرگون کرد


🍃 زمانی که پسرم دانشجوی دانشکدهٔ حقوق بود، پیوسته با او درگیر مشاجره و سرزنش بودم؛ تقریباً روزی نمی‌گذشت که میان ما اختلافی پیش نیاید. از او خسته شده بودم و حتی دیدنش برایم ناخوشایند شده بود. او نیز هر روز بر تندی و ناسازگاری خود می‌افزود. ریشهٔ اصلی این مشکلات، بی‌توجهی‌اش به درس و تحصیل بود.
شبی از کنار اتاقش گذشتم. دیدم درِ اتاق نیمه‌باز است. نگاهی به داخل انداختم؛ او را دیدم که در سرمای شب، بی‌آنکه رواندازی بر خود داشته باشد، خوابیده است. وارد اتاق شدم، رویش را پوشاندم و خواستم بیرون بروم؛ اما دوباره به سویش برگشتم، او را بوسیدم، آری، بر پیشانی‌اش بوسه‌ای زدم و از اتاق بیرون آمدم.
🌿 صبح روز بعد، گویی پسر دیگری را می‌دیدم؛ آرام با من سلام کرد و کنارم نشست. روزها گذشت و با جدیت به درس خواندن پرداخت و اخلاقش به‌طرز چشمگیری بهتر شد. از این دگرگونی شگفت‌زده شدم و با خود گفتم: شاید الله عزوجل دعاهای خاموشِ مادرش را مستجاب کرده است.
🌿 روزی راز این تحول بزرگ را فهمیدم. اینک سخن پسر عزیزم را برایتان بازگو می‌کنم؛ او به مادرش گفت:
🌿 «علت تغییر حال و رفتارم به همان شبی برمی‌گردد که پدرم وارد اتاقم شد و پیشانی‌ام را بوسید. پیش از آن، بیدار بودم و خود را به خواب زده بودم. نه دلم می‌خواست او را ببینم و نه با او سخن بگویم؛ زیرا گمان می‌کردم از من متنفر است و حضورم را در زندگی‌اش نمی‌خواهد. اما آن بوسه احساساتم را دگرگون کرد و عواطف خفتهٔ دلم را بیدار ساخت. همان لحظه فهمیدم که او هنوز مرا دوست دارد و هنوز برای زندگی‌ام امیدی هست. آن شب را تا صبح با گریه گذراندم؛ از شادیِ محبت پدرم گریستم و از اندوهِ رفتارهایی که با او داشتم نیز اشک ریختم. همان‌جا تصمیم گرفتم که تغییر کنم…»

دکتر عبدالله محمد عبدالمعطی

🌿🌿🌿    

https://t.me/avaibenchali 

به کانال   علمی و فرهنگی آوای بنچله بپیوندیم.  


https://t.me/avaibenchali  


آوای بنچله ،کانالیست برآمده از دل مردم روستای بنچله ،مردمانی تلاشگر کوشا و اهل علم که در روستایی باقدمت تاریخ زندگی می کنند.
با ما در همراه و همیار  باشید
@Ghaforsolaimani
@shaho1353
September 5, 2026 111