الان از من ناراحتی می‌خای چیکارم کنی؟» «می‌خام ولتون کنم برم بیرون.»… — خلیدن‌ها | عاطفه عطایی — TG.ME

«الان از من ناراحتی می‌خای چیکارم کنی؟»
«می‌خام ولتون کنم برم بیرون.»
«نمی‌ذارم بری، می‌خای چیکارم کنی؟»
«سعی می‌کنم با حرف زدن قانعتون کنم.»
«قانع نمی‌شم می‌خای چیکارم کنی؟»
«هر بار، ببینید هربــار منو با همه به اینجا می‌کشونید. من از این خوشم نمیاد. من هیچ علاقه‌ای به خشونت ندارم و شما هربار کارو به اینجا می‌کشونید. می‌شه لطفن اصرار نکنید؟»
«دارم تحت فشار می‌ذارمت می‌خای چیکارم کنی؟»
می‌خندم و سر می‌چرخانم و زل می‌زنم به فلکه.
«ازم قهر کردی اون‌وری رو نگاه می‌کنی.»
می‌خندم. باز
«منو تو توی یه اتاقیمو تو می‌خای بری و من جلوتو می‌گیرمو نمی‌ذارم بری عاطفه. می‌خای چیکار کنی؟»
«روی مبل می‌شینم تا بذارید برم.»
«هیچوقت نمی‌ذارم بری. می‌خای چیکارم کنی؟ نمی‌ذارم بری، با حرفم قانع نمی‌شم، منتظرم بمونی بیخیال نمی‌شم. می‌خای این گوشه بشینی تا بمیری؟»
نگاهش می‌کنم. صورت درهم می‌کشم. دهان باز می‌کنم به حرف زدن ولی بغض می‌کنم و با لب‌های دور از هم چشمانم پر می‌شوند.
طبق معمول آرنج روی ران و چشم روی دست و روی گسترش اشک بر دست‌ها متمرکز می‌شوم.
پلک‌بسته و گریان من، با صدای آرام او:
«چی اینقدر ناراحتت کرد؟»
«دقیقن به همین شدت، تو همه‌ی ابعاد زندگیم با همه‌ی آدما احساس فشار می‌کنم.»
«چون تو توی کل زندگیت، تو رابطه با همه این کارو انجام می‌دی. هرکی باهات هرکار کنه، به جای جنگیدن و برخورد مستقیم، اجتناب می‌کنی. می‌ری گوشه‌ی اتاق زندگی و رابطه‌ات با آدما وای‌میسی، و منتظر می‌مونی. تو از من اجتناب می‌کنی تراپی نمیای. از نوشتن اجتناب می‌کنی کانالت چیزی نمی‌ذاری. از خودت اجتناب می‌کنی نامه نمی‌نویسی. از فلانی اجتناب می‌کنی قطع رابطه می‌کنی. حالا هم که... تو کل زندگیتو از همه اجتناب می‌کنی.»

#تراپی

۱۹
۰۳
۰۴
@atefehataeiii
❤4❤‍🔥1🐳1
June 9, 2025 496 2