مصاحبه با دکتر افقه
دانشیار اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز
قسمت اول:
- نظرتون راجع به افزایش احتمالی قیمت بنزین چیه؟
- تصمیمگیری راجع به خدمات دولتی اعم از بنزین یا بهطور کلی عوامل انرژی که حاکمیت تولید و به مردم میفروشد، یکی از مسائل چالشی دیرپا و قدیمی هست. بهخصوص از پایان جنگ ایران و عراق به موضوع چالشی بدل شده است که دو گروه از اقتصادخواندهها و تصمیمگیران (مجریان) در آن حضور دارند.
یک گروه که همان طرفداران اقتصاد آزاد هستند که در دوره آقای رفسنجانی یا همان پایان جنگ به دولت مسلط شدند. یعنی سیاستهاشون بیشتر مورد اجرا قرار گرفت. آنها معتقد بودند که اگر این مکانیزم بازار کار آزاد ـ به مثابه یک اقتصاد آزاد ـ دولت دخالت نکند یا کمترین دخالت رو بکند.
بهخصوص اینکه دهه اول انقلاب رو میگذروندیم که یه اقتصاد کاملاً دولتی بر تصمیمات حاکم بود و البته برای اون دوره بنا به شرایط جنگی موجه بود. و تفکری حاکم بود که معتقد بودند که برای جلوگیری از نابرابری و ظلم و فقر، دولت باید بسیاری از امور رو به عهده بگیرد.
جنگ که تمام شد، گروه طرفداران اقتصاد آزاد در ایران به سردمداری آقای طبیبیان و مشایخی و همین آقای نیلی شروع شد. و آقای رفسنجانی هم چون با دیدگاه این اقتصاددانان موافق بود، سیاستها به سمت آزادسازی حرکت کرد.
این گروه مدعی بودند که آزادسازی قیمتها باعث میشود که تولیدکننده، تولیدش افزایش پیدا بکند و اگرچه اولش آزادسازی میتواند به افزایش قیمت منجر شود و فقر و فشار به مردم وارد شود، ولی همان افزایش قیمت انگیزهای برای تولیدکننده است برای اینکه بیشتر تولید کند و تولیدات بیشتر، عرضه رو بیشتر میکنند و قیمتها کاهش پیدا میکنند و اقتصاد به تعادل میرسد.
خوب این یک نظریه خام نبود! این آقایون تا به امروز هم متأسفانه چون رسانه هم دارند و به لحاظ مالی هم برخوردار هستند، خیلی دیدگاههای خودشان را توانستند تحمیل بکنند به سیاستگذاران و تصمیمگیران.
ببینید اقتصاد یک علم انسانی است، جزئی از علوم اجتماعی است که وقتی تئوری تدوین و شناخته میشود، اون تئوری توسط متفکرین در یک چارچوب و یک سری مفروضات شکل میگیرد. البته فقط علوم انسانی نیست؛ تئوریهایی که در همهی علوم هستند، مبتنی بر یک سری مفروضات هستند. اگر اون مفروضات وجود نداشته باشند، طبعاً نتیجهای که اون تئوری پیشبینی کرده حاصل نخواهد شد.
به هر حال این آقایون از همون دوره آقای رفسنجانی، تفکرشون بر تصمیمات مجریان کشور بسیار تأثیرگذار بود. به همین دلیل در دوره آقای رفسنجانی، سیاستهای آزادسازی قیمتها تحت عنوان «تعدیل» اعمال و اجرا شد که اولین نتیجهی منفیش همون سال ۱۳۷۴ بود که تورم به حدود ۴۹ درصد رسید؛ بالاترین رقم بعد از جنگ جهانی دوم بود!
دلیلش هم همونطور که عرض کردم این بود که پیشفرضها و مفروضاتی که اون تئوریها و اون سیاستها باید اعمال میشد تا به نتیجهی مورد نظر آقایون برسد، در ایران اکیداً وجود نداشت.
به همین دلیل، خود من از همون موقع جزو منتقدین این سیاست بودم. یعنی معتقد بودم مادامی که این پیشفرضها و مفروضات لازم برای یک تئوری در راستای آزادسازی قیمتها در ایران وجود نداشته باشد، نهتنها نتایج موردنظر حاصل نخواهد شد، بلکه شرایط رو بدتر هم خواهد کرد.
فقط هم قیمتها نبودند؛ مثلاً دنبالروی از تمهیداتی که از کشورهای دیگه کردند. مثل کشورهایی که به واسطه توسعهی بنادر آزاد و یا مناطق آزاد توانسته بودند رونق اقتصادی ایجاد کنند. باز هم در ایران اعمال و اجرا شد و میبینیم که پس از گذشت ۳۰ و چند سال، هیچکدام از پیشبینیهایی که برای مناطق آزاد و بنادر آزاد وجود داشت حاصل نشده است.
بازم دلیلش این هست که آقایون یک سری تمهیداتی از کشورهای دیگر میکنند که مفروضاتشان متفاوت هست.
- آیا تفکرات این آقایون همچنان در جامعهی ما وجود دارد؟
- بله. این جماعت متأسفانه هنوزم اقتصاد این مملکت را رها نکردند. قیمت بنزین، قیمت ارز، قیمت خدمات دولتی، اینترنتی و تلفنی... همهی اینها جز همین اینهاست.
اما بنزین یکی از مهمترین عواملی است که هم آقایون روی اون دست گذاشتن و هم دولت بنا به حوادثی که اتفاق افتاده روی آن حساس شده است.
خوب دیدیم که این سیاست افزایش قیمت بنزین هم در برنامه دولت چهارم آقای خاتمی در مجلس تصویب شده بود که سالانه ۱۰٪ به قیمت انرژی افزوده شود. متأسفانه مجلس بعدی که یک مجلس اصولگرا هم بود و به نظرم هدفش هم بیشتر یک هدف سیاسی بود تا مردمی، این قانون رو لغو کرد و فکر میکرد با توقف تورم سالی ۱۰٪ میتواند جلوی گران شدن را بگیرد.
ولی خوب عملاً اگر هم این اتفاق میافتاد، یعنی سالی ۱۰٪، دیگه شوکی به اقتصاد وارد نمیشد و قیمت بنزین هم به صورت نسبی با تورم افزایش پیدا میکرد.
August 31, 2026 72 1