شبی یک سرگذشت :
امشب
شاه عباس بزرگ در گذر تاریخ :
ایران قبل از شاه عباس کشوری بهم ریخته با شاهی بدون اراده وگوش به حرف همسرش خیرالنسا بیگم بود زیاده خواهی سرداران آنقدر وقیحانه بود که در حضور شاه همسرش را خفه کردند.
در چنین اوضاعی شاه عباس سلطنت رسید (۹۶۶)هجری غرب و شمال غربی ایران در تصرف دولت عثمانی بود و همچنین در شمال شرق ایران نیز خراسان جولانگاه ازبکها شده بود. در داخل کشور نیز طی ۱۲ سال پس از مرگ شاه تهماسب و در دوران پادشاهی شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده ، قدرت شاه کاهش پیدا کرده بود.
دستهبندیهای قبیلهای قزلباشان مجدداً به شکل افزایندهای بروز کرده و دوگانگی میان ترکان و تاجیکان (مردم غیر ترک) شدت پیدا کرده بود. در نتیجه این چند دستگی، هر یک از مقامات دولتی در اندیشه منافع و قدرت خویش بود و کشور دچار هرج و مرج گردیده بود ، شاه عباس با اولویت بندی مشکلات متعدد توانست در طول سلطنتش سلسله صفویه را به اوج قدرت ، شکوه و عظمت برساند.
عباس میرزا به همراه علیقلیبیگ گورکان شاملو درجنگهای خراسان محاصره قلعه نیشابور ، محاصره قلعه تربت و نبرد علیه پدرش شاه محمد خدابنده (شاه وقت) جنگید. وی در هجده سالگی قزوین را متصرف شد و در نهایت خود را شاه ایران خواند.
شاه عباس در ابتدای پادشاهی ، برای آنکه خیالش از حمله پیشدستانه امپراتوری عثمانی به قلمروهای ایران آسوده گردد پیماننامهٔ صلح با آن کشور بست و مناطقی کردنشین در عراق و سوریه کنونی را به آنان واگذار کرد ، سپس به بهینهسازی امور درون کشوری و فرونشاندن شورش استانها پرداخت ، او نخست ازبکان را شکست داد و سپس به جنگ با دولت عثمانی درآمد ، او در سه نوبت با عثمانیها جنگید و در هر سه بار پیروز شد ، همچنین دو بار به گرجستان حمله کرد ، از واپسین لشکرکشیهای او میتوان فتح قندهار و آزادسازی جزیرهها و بندرهای خلیج فارس از نیروهای پرتغالی را نام برد ، در زمان شاه عباس درآمد دولت ایران بالا رفت و بازرگانی با کشورهای اروپایی و چین افزایش یافت ، او بسیاری از نقاط ایران را آباد کرد و بناهای بسیاری ساخت که هنوز برخی از آنها پابرجاست.
شاه عباس در گذار زندگی یکی از فرزندانش را کشت و دو تن دیگر را کور کرد و دو پسر دیگرش نیز در کودکی مردند ، حتا گفته شده که یکی از پسران شاه عباس از دربار گریخت و در تاریخ محو شد بقول زنده یادباستانی پاریزی پسران شاه عباس مثل گدایان تکدی گری میکردنند وکسی حق نداشت به آنان تکه ای نان کمک کند بدین شیوه در هنگام مرگ جانشین شایستهای از خود بجانگذاشت و به ناچار نوه او با نام شاه صفی ( سام میرزا )به پادشاهی رسید اوکه درحرمسرابازنان بزرگ شده بود تاحدودی اخلاق زنانه داشت دهان بین ، بی منطق ، لوس وخیلی زودعصبانی میشد شخص بیرحم وخونریزی بوداوحتی سرداران افتخارافرین شاه عباس را مثل سپهسالار زینل خان شاملو ، امام قلی خان ، داودخان وخیلی های دیگر راکشت یا ازکار برکنار کرد ، داستانهای زیادی ازبیرحمی او حکایت میکنندازان جمله میگویند حاکم قم مقدارکمی عوارض برروی سبدها میوه کشیده بود شاه دستور داداورا زنجیربه گردن به اصفهان بیاورندانگاه به پسرحاکم امرکرد ابتدا بینی وسپس گوشها وگردن پدرشرا بزندواو را بجای پدرحاکم قم کردضمناشاه دستوردادپوست پدر کنده خشک کنندپسربرروی آن بنشیند حکومت کند سپس پیری جهاندیده مشاور او کردونامه بدین مضمون نوشت که پدرسگ اگر ذره ای خلاف کنی همین بلابرسرت خواهدآمدکه البته من این مطلب رادر جای دیگربنام شاه عباس خوانده ام نه شاه صفی.
کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدرود.
منابع. روضه الصفا.
سیاست واقتصادصفوی ، باستانی پاریزی
تاریخ صفویه، نسیم خلیلی
تاریخ ایران کمبریج جلد 4 قسمت صفویه
🕊https://t.me/+__yk8iQw-aI2ZmQ0
September 7, 2026 9