شبی یک سرگذشت :
امشب
بمناسبت سالگرد ایجاد سلسله ساسانی.
تبار و نیای اردشیر ، بنیان گذار سلسله ساسانی.
گزارشهای تاریخیِ گوناگونی وجود دارد. براساس گزارش طبری، اردشیر پسر پابک یا بابک پسرساسان بودهاست.
روایت دیگری که در کارنامهٔ اردشیر بابکان میباشد، و شاهنامهٔ فردوسی نیز همان را بیان داشته، اردشیر بر پایهٔ گزارش طبری ، در پیرامون اصطخرِ پارس زاده شد؛ طبری میافزاید که اردشیر در هفت سالگی به نزد فرمانده دژ دارابگرد فرستاده شد ، پس از مرگ فرمانده ، اردشیر بر جای او نشست و ارگبد دژ دارابگرد شد ، طبری در ادامه آوردهاست که سپس بابک ، شاه محلی پارس که گوچهر نام داشت را سرنگون ساخت و پسرش شاپور را بهجای وی گماشت ، براساس گزارش طبری ، شاپور و پدرش بابک بهناگاه مردند و اردشیر حاکم پارس شد ، کشمکش میان اردشیر با شاهنشاهی اشکانی بالا گرفت و سرانجام در تاریخ ۲۲۴ میلادی ، اردشیر با لشکر اردوان پنجم در دشت هرمزدگان روبرو شد و طی سه جنگ ، اردوان شاهنشاه اشکانی کشته شد.
بر پایهٔ گزارشهای سلطنتی ، این بابک بود که گوچهر شاه محلی پارس را سرنگون ساخت و پسرش شاپور را بر جای وی نشاند ؛ اردشیر از پذیرش گماشتن شاپور سرباز زد و برادر خویش و هر که در برابرش ایستاد را حذف کرد و سپس سکهای منقوش به چهرهٔ خود بر روی سکه و پدرش بابک در پشت سکه ضرب کرد .
محتمل است نقشِ تعیینکنندهای که از اردشیر در رهبری شورش علیه دولت مرکزی ترسیم شدهاست ، محصول خوانشهای متأخرتر تاریخی باشد .، احتمالاً در آنگاه بابک بیشتر ایالت پارس را زیر حاکمیت خود متحد ساخته باشد.
اردشیر نقش بسزایی در گسترش ایدئولوژی شاهنشاهی داشتهاست ، وی کوشید تا خویش را به مثابهٔ مزداپرستی مرتبط با خدا و دارندهٔ فَرّه ایزدی بنمایاند ، ادعای مشروعیت پادشاهی وی بهعنوان نورستهای برحق از نسل شاهان اسطورهای ایرانی و نیز تبلیغات منتسب به اردشیر علیه مشروعیت و نقش پارتیان در توالی تاریخ ایرانی ، مؤید جایگاه ممتازی است که میراث هخامنشی در ذهن نخستین شاهنشاهان ساسانی داشتهاست ، اگرچه دیدگاه رایج برآن است که احتمالاً ساسانیان چندان دربارهٔ هخامنشیان و وضعیتشان نمیدانستهاند ، از سوی دیگر ، برخی از مورخین برآنند که نخستین شاهنشاهان ساسانی ، با هخامنشیان آشنا میبودند و شاهنشاهان متأخر ایشان، بهعمد به کیانیان روی آوردند ، ایشان آگاهانه هخامنشیان را نادیده گرفتند تا بتوانند پیشینهٔ خود را به کیانیان برسانند ؛ و از همینجا بود که تاریخنگاری مقدس را در پیش گرفتند.
اردشیر برای یادبود پیروزیهایش ، اقدام به نقر سنگنگاره در فیروزآباد (شهر گور یا اردشیر خوره) نقش رجب و نقش رستم کردهاست ؛ در سنگنگارهٔ وی در نقش رستم ، اردشیر و اهورامزدا سوار بر اسب در برابر یکدیگرند و جسداردوان و اهریمن زیر سم اسبان اردشیر و اهورامزدا تصویر شدهاست ، از این نقش چنین برمیآید که اردشیر میپنداشته و یا میخواسته دیگران بپندارند که حاکمیت وی بر سرزمینی که در کتیبهها «ایرانشهر» خوانده میشده ، از سوی پروردگار مقرر شدهاست ، واژهٔ ایران ، پیش از این ، در اوستا و بهعنوان «نام سرزمین اسطورهای آریاییان» به کار میرفت ، در دوران اردشیر ، عنوان «ایران» بر جغرافیای زیر حاکمیت ساسانیان اطلاق شد ، اندیشهٔ «ایران»، هم برای جوامع زردشتی و هم نازرتشتی سراسر شاهنشاهی پذیرفته شد و حافظهٔ جمعی ایرانیان در مراحل گوناگون و لایههای مختلف جامعهٔ ایرانی تا دوران مدرن امروز ادامه یافت و زنده ماند ، آنچه روشن است این است که مفهوم «ایران»، پیشتر کاربردی مذهبی نیز داشته و سپس به پیدایش صورت سیاسی آن و در مفهوم مجموعهای جغرافیایی از سرزمینها انجامیدهاست.
ضمنأ نام ایران بر پشت بعضی از سکه های ساسانی ضرب شده است.
به هرحال اوبنیانگزاریکی ازبزرگترین شاهنشاهی ومردنابغه ای بودچراکه توانست سلسله قدرتمند اشکانی رامنهدم نمایدحتی رومیان که فکرمیکردندباازبین رفتن نظام اشکانی میتوانند قسمتی ازخاک این کشوررامتصرف وحیثیت شکست ازاردوان پنجم راجبران نماینددرحدودسال۲۳۷میلادی درجنگ نصیبین وحران شکست سختی خوردند.
کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدرود.
منابع :تاریخ ایران باستان مشیرالدوله (پیرنیا)
شاهنشاهی ساسانی. تورج دریای
ایران کمبریج جلد سوم ق ساسانیان.
https://t.me/+__yk8iQw-aI2ZmQ0
September 6, 2026 13