نشر اسب: post #57 — TG.ME

📖 سرگذشت ماشین‌تحریر من
✍️ پال آستر
📚 ترجمه‌ی امیرمحمد شیرازیان
🔴 ویراسته‌ی دلبر یزدان‌پناه

مقدمه‌ی مترجم

نخستین بار که سرگذشت ماشین‌تحریر من را خواندم، حکم تلنگری را برایم داشت که وادارم کرد درنگ کنم و در این دنیای دیجیتالی سرسام‌آور به تماشای آهستگی بنشینم. پال آستر یادم آورد که چه‌طور گاهی یک ابزار بی‌جان حکم رفیقی همیشگی را پیدا می‌کند. یادم آورد من هم وقتی رایانه‌ام خراب شد اشک ریختم، چون احساس می‌کردم دوستی را از دست داده‌ام و باید بیش‌تر هوایش را می‌داشتم. سرگذشت ماشین‌تحریر من روایتی است از بیست‌وشش سال رفاقت و وفاداری؛ حکایت شیئی که در گذر سال‌ها جان می‌گیرد و در برابر فراموشی مقاومت می‌کند، پابه‌پای نویسنده می‌ماند و بار سنگین خاطرات او را به دوش می‌کشد.

سرگذشت ماشین‌تحریر من (به همراهی سَم مِسِر)

پس از سه سال و نیم به خانه‌ام در آمریکا برگشتم. ژوئیه‌ی ۱۹۷۴ بود. همان عصر روز اول وقتی در نیویورک چمدان‌هایم را باز می‌کردم، دیدم هرمس، ماشین‌تحریر کوچکم، نابود شده‌است. قابش شکسته و کلیدهایش آن‌قدر له‌ولورده و کج‌ومعوج شده بود که دیگر هیچ امیدی نداشتم برای تعمیرش.

👁 ادامه‌ی این جستار را در وبگاه اسب بخوانید.

#ناداستان #جستار #پال_آستر #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدان‌پناه #ماشین‌تحریر #نویسندگی #نویسنده #خاطرات

🐎 نشر اسب • سر در پی افق‌ها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیام‌گیر ❤️ حمایت از ما
💛32
August 13, 2026 1.9K 17 22