《 فیزیکِ ارسطو ، بخش دوم 》
ارسطو برای توضیح امکان تغییر، سه اصل را مطرح میکند: ماده، صورت و فقدان. ماده چیزی است که استعداد دگرگونی دارد. صورت، فعلیت یا کمالی است که در پایان فرایند تحقق مییابد و فقدان یعنی نبودِ همان صورتِ مورد نظر در موضوعی که قابلیت داشتن آن را دارد. مثلاً تخم بلوط را در نظر بگیرید ، خودِ تخم، ماده است؛ چون قابلیت تبدیل شدن به درخت را دارد. تا زمانی که هنوز درخت نشده، فقدانِ صورتِ درخت را دارد؛ یعنی درخت نیست، اما میتواند درخت شود. وقتی رشد میکند، صورتِ درخت بلوط را به دست میآورد. بنابراین، تغییر از نظر ارسطو یعنی ماده، فقدانِ یک صورت را کنار میگذارد و همان صورت را به فعلیت میرساند.
مسئلهٔ شدن و تغییر :
ارسطو میخواهد به این پرسش پاسخ دهد که اگر هستی از نیستی به وجود نمیآید پس تغییر چگونه ممکن است؟ پاسخ او این است که تغییر نه از هیچ آغاز میشود و نه به معنای نابودی کامل یک چیز است. هر تغییر بر پایهٔ مادهای رخ میدهد که قابلیت پذیرش صورت جدید را دارد. بنابراین، آنچه دگرگون میشود، یک موضوعِ ثابت است که از قوه به فعل میرسد. یعنی استعدادی که از قبل در آن وجود داشته، به واقعیت تبدیل میشود. بنابراین ارسطو هم نظر پارمنیدس را میپذیرد که از نیستی چیزی پدید نمیآید و هم واقعیت تغییر را که هراکلیتوس بر آن تأکید میکرد ، میپذیرد. از نظر او، شدن یعنی فعلیت یافتنِ استعدادهای موجود، نه آفرینش چیزی از هیچ.
#ارسطو
@Arts1992
14
5
1
1July 24, 2026 3.9K 37