▪️ادامه ....
بارها میخواستم بنویسم که «جنگ یعنی عمل، نه وعده؛ جنگ یعنی شلیک مداوم توپخانه و موشک، نه انتشار بیانیه...
این سخن خرد و منطق است که "هشدار پیاپی، زاییده «ترس از پیامد» و هراس از تنبیه است" هر هشداری، پیشفرضی ناخودآگاه دارد: «ما از نتیجهی اقدام خود واهمه داریم، پس اول اعلام میکنیم تا شاید کسی جلویمان را بگیرد یا بعداً نگوید غافلگیر کردیم.»
اما آیا آمریکا و اسرائیل برای بمباران مدارس ایران، مجالس عروسی در یمن و عراق یا بیمارستانهای غزه به کسی هشدار داد!؟ آیا برای تحریم نفتکشهای ما و محاصره دریایی مجوزی از شورای امنیت گرفت!؟ در دورانی هستیم که دشمن مشروعیتش را از گلوله میگیرد، نه از قطعنامه و قوانین بین المللی
سوالی دارم: به راستی مشروعیت جهانی به چه کار ما میآید؟
برخی از ما هنوز باور داریم که برای دفاع از تمامیت ارضی و آبهایمان، باید «تأیید جامعه جهانی» را بگیریم. غافل از آنکه این جامعهی جهانی، هفتاد سال است که اشغال فلسطین، نسلکشی در ویتنام، و بمباران هستهای ژاپن، جنایتهای بالکان، افغانستان، یمن، عراق و ... را تماشا و سکوت کرده است. آنها برای ما نه مرجعیت اخلاقی دارند و نه ضمانت اجرایی؛ تنها مرجع، قدرت بازدارندگی خودمان است.
آیا این هشدار دادنها درست و به جاست؟ آیا این هشدار به دشمن «جای خالی» نشان میدهد!؟وقتی که داریم مکرر هشدار میدهیم، در ذهن تحلیلگران نظامیِ دشمن این گزاره شکل میگیرد که «ایرانیها هنوز جرأت پاسخِ بیمقدمه را ندارند، پس میتوان با خیالی آسوده و طیب خاطر حتی فراتر از مرز تحمل پیش رفت.» این یعنی بازی روانی را به نفع دشمن تمام کردهایم. در حالی که یک ضربهی غافلگیرکننده و سخت، صدها بیانیه ارزش راهبردی دارد.
خاک راهتان: یاور.م
2 از 2
پایان