معرفی درسگفتار «آگامبن و جنگ» ارسطو آگامبن را می‌خواند: موزلمان، ظهور… — متن‌خوانیِ ارسطو — TG.ME

معرفی درسگفتار «آگامبن و جنگ» ارسطو آگامبن را می‌خواند: موزلمان، ظهور یک آپوریا و افق برون‌شد از آن   «موزلمان صرفاً مرگی اخلاقی را تجسم نمی‌بخشد که در مقابل آن، فرد باید با تمام توان مقاومت کند، تا انسانیت، عزت‌نفس و چه‌بسا حتی زندگی را نجات دهد. او آزمایشگاهی است که در آن خود اخلاقیات و انسانیت به پرسش کشیده می‌شوند... اگر حدّی برقرار شود که فراسوی آن انسان از انسان‌بودن بازایستد، و همه یا اغلب نوع بشر به فراسوی آن گذر کنند، این نه ناانسانیتِ انسان‌ها، بلکه نابسندگی و انتزاعی بودن آن حد را ثابت می‌کند» (آگامبن، باقی‌مانده‌های آشویتس).   موزلمان در قلمرو مرزیِ انسان و ناانسان به‌سر می‌‌برد؛ شقّ سومیکه تاریخ متافیزیک همواره کوشیده آن را از نظر پنهان کند، اماهرگز موفق به حذفش نشده است. ارسطو در کتاب چهارم متافیزیک این‌گونه طرح مسأله می‌کند: «اگر تصدیق شود که چیزی هم انسان است و هم نا‌انسان، آشکار است که او نه انسان خواهد بود و نه ناانسان... اما در واقع ممکن نیست که هیچ‌ «میانی» در بین دو نقیض وجود داشته باشد» (متافیزیک، 1008a). با این‌حال، در اخلاق و سیاست «برده» را ساکن همین قلمروِ مرزی انسان و ناانسان می‌یابد: «کسی که در لوگوس تا آن اندازهمشارکت دارد که ادراک کند، نه آن‌که [از آن] برخوردار باشد،[بالطبع برده است]... و این کاربرد، تفاوت اندکی [میان برده وجانور اهلی] ایجاد می‌کند» (سیاست، 1254b). در این جستار می‌کوشیم نشان دهیم که ارسطو نه تنها با چنینآپوریایی مواجه بوده، بلکه در متافیزیک خود افقی برای برون‌شداز آن گشوده است.   ✒️الهام کندری

June 16, 2026 357 2