ادامه از:
https://t.me/architecturemonitor/2147
کارفرمای اسنوب، ژستگرایی معمارانه را تشویق میکند، و بدین ترتیب ارزش پروژه از کیفیت معماری به ظرفیت آن برای تمایز اجتماعی منتقل میشود، و در اثر این انتقال، تمامی عناصر معماری در معرض دگرگونی معنایی و کارکردی قرار میگیرد. مثلا فرم برای پاسخ به مسأله معماری طراحی نمیشود، بلکه فقط ابزار نمایش خواهد بود. همچنین تزیین بجای اینکه ابزار غنای حسی و ادراکی فضا باشد، ابزار جلب توجه است و سایر عناصر و عوامل نیز در همین جهت تغییر میکند. حتی سادگی و بیپیراگی نیز قابل تبدیل به ابزار نمایش است، و نمونههای آن فراوان است و قابل تأمل.
تصنع و نمایشی بودن، در اثر کارکرد رسانهها و رویدادهای معماری، تعمیق میشود و در جهان بسته و رقابتزدایی شده، تبدیل به تنها جایگاهی میگردد که معمار کمخرد نادان در آن قادر است با جمعآوری چند جایزه از آقاخان و آقاجان و غیره، خود را صاحب سبک و سلیقه خاص بشمارد و با شمردن دندانهای کارفرمایان ابلهتر از خودش، آنان را بفریبد.
در این وضع، رقابت همچنان وجود دارد، اما نه در عرصه تولید اندیشه و فضا که نفعی به مردمان برساند، بلکه در جایی که ثروت غارتی از ایشان را به چشمانشان فروکند!
معماری برای این کار، یکی از مهمترین و پربارترین ابزار است. حتی پایداری و هوشمندی و فناوری و سایر عناصر و عوامل ساختمانی هم در خدمت همین ابزار قرار میگیرد. مثلا تراسها میچرخد تا کارفرمای ابله فریفته شود و معمار فریبکار، جایزه بگیرد. ساختمان معوج میشود و به این اعوجاج نام رقص میدهند و جامش میخوانند، و هزار مثال دیگر هست که میتوانید ببینید و بدانید.
آنچه باید در این نگرش از نظر دور نداشت آن است که معماری نمایشی یا تصنعی، ریشه در شخصیت معمار ندارد، بلکه ریشه در گفتمان انسانستیز چپ دارد که بر شئون فکری حاکم شده و آن را از ریخت انداخته و سپس در عرصه معماری شاخ و برگ گسترده است.
میدان نیروهای اجتماعی برساخته بر گفتمان ایدئولوژیک جهانگریز، شامل راستههای بازار و رسانه و آموزش و حرفه است، و همه در نظام ارزشگذاری ذهنی و مادّی بنا شریکند. با این ملاحظه، نقد معماری از نقد فرم گستردهتر میشود و انتقاد از سازوکارهای اجتماعی تولید فرم را دربر میگیرد. در نتیجه، نقد معماری کنشی است عمیقا سیاسی و معطوف به قدرت. زیرا تسلط خواست تمایز به خواست ناشی از ضرورت، نیاز و ظرفیت، را نشانه میگیرد.
بدیهی و طبیعی است که تمایزجویی افراطی و بیمارگونه معماری را بزاید و بپرواند و بلای جان شهرها سازد.
Telegram
دیدهبان معماری ایران
ریشهیابی معماری تصنعی
تمایز و منحصر بهفرد بودن، که در صورت افراطی شدن، مخرب بنیادهای ساختاربندی فضاست، بهیکی از کلیدواژگان ادبیات سفارش کار معماری تبدیل شده است. چرا؟
در پاسخهای رایج، انگشت اتهام را بهسوی معمار میگیرند و میگویند او اسیر صورتبازی…
5August 6, 2026 189 2