ریشهیابی معماری تصنعی
تمایز و منحصر بهفرد بودن، که در صورت افراطی شدن، مخرب بنیادهای ساختاربندی فضاست، بهیکی از کلیدواژگان ادبیات سفارش کار معماری تبدیل شده است. چرا؟
در پاسخهای رایج، انگشت اتهام را بهسوی معمار میگیرند و میگویند او اسیر صورتبازی و خودنمایی یا شیفته تزیین و فناوری است و برای دیدهشدن دستاویزی جز اغراق ندارد.
شاید تا حدی درست باشد، اما این تنها نیمی از ماجراست. زیرا فراورده معماری، حاصل تعامل میان معمار و کارسپار در محیط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. اگر تقاضایی برای نمایش منحصر بهفرد بودن وجود نداشته باشد، عرضهای هم به این شدت و فراگیری، شکل نخواهد گرفت.
بنابراین علاوه بر پرداختن به اینکه معماری خودنما و خودشیفته، در کجا آموزش دیده و چطور کار کرده و ... چرا به این حضیض افتاده، باید این را هم وارسید که کارسپاران از کجا میآیند و خواستههایشان چیست و چرا میخواهند معمار برای آنان چیزی طراحی کند که هیچکس ندارد تا چشمدرآر باشد، بجای آنکه خردمندانه بخواهند که کارآیی، کارآمدی، اصالت، سازگاری و استواری بنا، مبنای معماری باشد.
چرا طوری شده که انگار تمایز همان هدفی است که هم معماربچگانی که قدر بیجا دیده و بر صدر نادرخور نشستهاند، و هم کارسپارانی که با سرمایهگذاری در توسعه کالبدی و ساخت بنا در کار شستن و تثبیت پولهای کثیف غارتی هستند، در پی آنند؟ آیا تا جهل و حقارت خود را بپوشانند؟
تمایزجویی در این معنای با برترینمایی (اسنوبیسم) پیوند مییابد، و منجر به این دیدگاه میشود که ارزش اشیا، برخاسته از توانایی آنها در ایجاد فاصله میان یک شخص و دیگران، میشمارد. بعضی از آدمیان بهسبب ناهنجاریهای روانی به چنین فاصلهای نیازمندند، و آن ناهنجاری با صرف هزینه و زمان قابل درمان است. اما بعضی دیگر به سبب خاستگاه گفتمانی، که برخاسته از چپاندیشی ایدئولوژیک باشد، جویای آن فاصله هستند.
در نگرش چپ، هرآنچه به مصلحت و منفعت جامعه انسانی است انکار و با آن ستیز میشود. چپها در نوشتهها و منابر، بسیار بر مفهوم رقابت میتازند و آن را مخرب میانگارند. حال آنکه رقابت یکی از عوامل توسعه و بهروزی جوامع انسانی است. وقتی رقابت در تولید اندیشه و کالا حذف شود، در آرمانشهر چپ آنچه باقی میماند، برابری است! و چون آن برابری خیالی، در جهان واقعیت امکان تحقق ندارد، برخورداری از تمایزاتی که ناشی از تلاش نیست، بلکه محصول برخورداری امتیازی است، جای آن را میگیرد. با این توضیح، اسنوبیسم تا حد زیادی محصول چپگرایی اجتماعی است، و در معماری آنجا ظاهر میشود که ساختمان، فراتر از آنکه مکانی برای زیست و فعالیت و فراغت باشد، رسانهای میشود برای نمایش منزلت جعلی ناشی از امتیازات غصبی.
ادامه در
https://t.me/architecturemonitor/2148
Telegram
دیدهبان معماری ایران
ادامه از:
https://t.me/architecturemonitor/2147
کارفرمای اسنوب، ژستگرایی معمارانه را تشویق میکند، و بدین ترتیب ارزش پروژه از کیفیت معماری به ظرفیت آن برای تمایز اجتماعی منتقل میشود، و در اثر این انتقال، تمامی عناصر معماری در معرض دگرگونی معنایی و کارکردی…
6August 6, 2026 154 3