🥀......
💔
ای پدرِ بیرحم و ظالم!
تو که باید
سایهسارِ امنِ زندگیام میبودی،
چگونه شد که
برای بهارِ عمر و جوانیام
صد خزان و پاییز به ارمغان آوردی؟
من گلی بودم
در میان باغِ زندگیات؛
چرا مرا پرپر کردی؟
چرا با دستان خودت
ریشههای امید و آرزوهایم را
از بیخ کندی
و حرمتِ جانم را شکستی؟
پیکرِ سردم زیر خاک،
هنوز سراسر گریه و ناله است...
ای جلاد،
این همه بیگناهی و مظلومیت
با کدام منطق
و به چه جرمی
باید به پایان برسد؟
تو پدرم بودی...
باید پناهِ من میشدی،
باید آغوشَت
امنترین جای جهان برایم میبود؛
اما خنجر شدی
و نفسِ زندگی را
در سینهام بریدی.
شبها،
روحِ زخمی و خاموشم
از فرازِ آسمان فریاد میزند
و از دستِ ظلم و ستمِ تو،
پیشِ پروردگارِ جهان
دادخواهی میکند...
بدان،
خونِ بیگناهِ من
تا همیشه بر دامانِ جفا
و بر گردنِ ستمکار خواهد ماند؛
ننگی که نه خاک میپوشاندش،
نه زمان میشویدش.
و تا روزِ محشر،
برای این ظلمِ نابخشودنی
جایی برای گذشت،
بخشش
و فراموشی
باقی نخواهد ماند...
#هانا_رکان🖤
Forwarded from🕊
September 3, 2026 27 1