شب فرامرز اصلانی . . پر بکش سوی دل روشنیها که شاید از پس تیرگی آفتابی درآید این آهنگ برای آنهاست که زیر سنگینترین آسمانها هنوز چشم به روشنایی دارند. . . گر تو را بخت یارا نه چندان به کام است ور تو را گوشهی تیرگیها مقام است اشک و آهت نبخشد پناهی که دنیای ما را عشق میباید این روزگاران خدا را هرچه خواهی تو از لطف او آرزو کن چارهی خویش را در دلت جستجو کن دامن دیو افسردگیها رها کن که باری بر نگیرد ز دوش تو اندوه آری چون کبوتر بزن پر بزن پر که گویی از نشستن تو یارا مرادی نجویی پر بکش سوی دل روشنیها که شاید از پس تیرگی آفتابی در آید . . https://t.me/arad_selection
12
3
1June 10, 2026 1.1K 32