@amookhtan
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴چرا از منظر مارکس، وسايل توليدي که اکنون در مالکيت سرمايهدارهاست، متعلق به کارگران است؟
«هيچ جامعهيي نميتواند به توليد ادامه دهد، یا به بیان دیگر، هيچ جامعهيي نميتواند بازتوليد کند مگر آنکه پيوسته، بخشي از محصولاتاش را به وسايل توليد، يا به عناصر محصولاتي تازه تبديل کند. ... جامعه تنها وقتي ميتواند ثروت خود را در همان مقياس موجود بازتوليد يا حفظ کند که وسايل توليد مصرف شدهي خود، مانند ابزار کار، موادخام و مواد کمکي را با کميت برابري از اقلام جديد جايگزين کند. این اقلام باید از حجم محصول سالانه جدا و بار دیگر در فرآیند تولید گنجانده شوند. از اینرو، سهم معینی از محصول سالانه به سپهر تولید تعلق دارد. این سهم که از همان ابتدا برای مصرف مولد در نظر گرفته شده، عمدتا" در شکلهایی وجود دارد که بنا به ماهیت خود، امکان مصرف فردیشان را نفی میکند.
اگر توليد شکل سرمايهدارانه دارد، بازتوليد نيز همين شکل را دارد. همانطور که در شیوهی تولید سرمایهداری، فرآیند کار تنها بهعنوان وسیلهیی در جهت رسیدن به فرآیند ارزش افزایي به نظر میرسد، فرآیند بازتولید نیز تنها بهعنوان وسیلهیی برای بازتولید ارزش پیشپرداخته بهعنوان سرمایه، یعنی همچون ارزشی خودارزشافزا به نظر میرسد. ... به این ترتیب، ارزش اضافي به منزلهي افزايش ادواري ارزش سرمايه، يا ثمرهي ادواري فرآيند سرمايه، شکل درآمدي را به خود ميگيرد که از سرمايه پديد ميآيد.
... آنچه در شکل مزد به کارگر باز ميگردد، بخشي از محصولاتي است که پيوسته خودِ کارگر بازتوليد ميکند. درست است که سرمایهدار ارزش کالا را به صورت پول به کارگر میپردازد،[اما این پول، صرفا" شکل مُبَدّل محصول کارِ خودِ اوست.] هنگامی که کارگر مشغول تبدیل بخشی از وسایل تولید به محصول است، [بخشی از محصول سابقاش در حال تبدیل شدن به پول است.] کارِ هفتهی گذشته یا سال گذشتهی اوست که در ازای کار امروز یا امسال او پرداخت میشود.
...
اگر ارزش اضافي به مبلغ 200 پوند استرلينگ با استفاده از سرمايهيي به مبلغ 1000 پوند استرلينگ ايجاد شود، و اگر اين ارزش اضافي هرسال مصرف شود، روشن است که با تکرار اين فرآيند به مدت 5 سال، ارزش اضافي مصرف شده برابر 5*200 پوند استرلينگ يعني معادل 1000 پوند استرلينگ سرمايهي اوليهي پيش پرداخته خواهد بود. ... که با انقضاي آن، [پايان 5 سال] سرمايهي اولیهی پيشپرداخته توسط سرمايهدار، مصرف و معدوم شده است. سرمايهدار فکر ميکند که محصول کار نپرداختهي غير، يعني ارزش اضافي را مصرف ميکند و ارزش سرمايهي اوليهاش را دستنخورده نگاه ميدارد؛ اما پندار او تغييري در واقعيت نميدهد.
پس از گذشت تعداد سال معيني، ارزش سرمايهيي که او در تصاحب دارد، برابر با مجموع مبلغ ارزش اضافهيي ميشود که وي طي آن سالها تصاحب کرده و کل ارزشي که مصرف کرده، برابر با ارزش سرمايهي اوليهاش است. درست است که او کميتي از سرمايه را در اختيار دارد که مقدارش تغيير نکرده و بخشي از آن مانند ساختمانها، ماشين آلات و غيره، قبلا" در آغاز راه اندازي عمليات کارياش وجود داشته است. اما ما در اينجا نه به اجزاي مادي تشکيلدهندهي اين سرمايه، بلکه به ارزش آن توجه داريم.
هنگامي که فردي کل دارايي خويش را با قبول تعهد پرداخت ديوني برابر با ارزش دارايياش مصرف میکند، روشن است که دارايي او بازنمود چيزي جز مجموع مبلغ بدهيهايش نيست. و اين موضوع نيز در خصوص سرمايهداري صادق است که هنگامي که همارز سرمايهي اوليهاش را مصرف ميکند، ارزش سرمايهي کنونياش، بازنمود چيزي جز مجموع مبلغ ارزش اضافييي که به رايگان تصاحب کرده است، نيست. حتا ذرهيي هم از ارزش سرمايه پيشين او باقي نمانده است.
بنابراين، صرف نظر از هرگونه انباشتي، تداوم صرف فرآيند توليد و به بيان ديگر، باتوليد ساده، دير يا زود تمام سرمايه را ناگزير به سرمايهي انباشته يا ارزش اضافي سرمايه شده تبديل ميکند. حتا اگر اين سرمايه در هنگام ورودش به فرآيند توليد، دارايي حاصل از کار شخصي استفادهکنندهاش باشد، دير يا زود ارزشي ميشود که بدون همارز تصاحب شده، يا در شکل پولي يا در شکلي ديگر، ماديت يافتن کار نپرداختهي غير است.
... بنابراین جدايي محصول کار از خودِ کار، جدايي شرايط عينيِ کار و نيروي کار شخصي، بنياد واقعي و نقطهي آغاز فرآيند توليد سرمايهداري است.»
صص 585-586-588-589
✍️مارکس. کارل ؛📚كاپيتال جلد يكم ترجمه حسن مرتضوي، چاپ سوم، سال 1394 انتشارات لاهيتا
@amookhtan
1September 6, 2026 63 2