@amookhtan
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴🔴 شیوهی تولید آسیایی (19)
✍ #سهراب_ن
مارکس و انگلس و شیوهی تولید آسیایی
نمیتوان ادعای سوسیالیست بودن داشت و مارکس را نخواند و از راه کار و شیوهی تحلیل او بی اطلاع بود مارکس خواندن نه به معنای کپی برداری و به کار بردن مکانیکی راه کارها و نظرات او در شرایط امروز بلکه به معنای به کار بردن تفکر دیالکتیکی و نحوهی نگرش و شیوه تبیین او از مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره مورد نظر است در عمل کرد مدعیان سوسیالیست مارکس نه خوانده، چیزی جزء گذاشتن ناسیونالیسم به جای انترناسیونالیسم، بیرون نه میآید.
ما در جامعهی طبقاتی زندگی میکنیم که مبتلا به بسیاری از عوارض عقب ماندگیهای فرهنگی و بی دانشی است که خود معلول هایی هستند از نظامهای اجتماعی گذشته که نسل به نسل همانند یک عامل ژنتیکی ارثی، بدون این که خود بدانیم به ارث به ما رسیده است. این بی دانشی از همان دوران کودکی به تدریج از طریق خانه کوچه و مدرسه در درون سلولهای مغز ما کاشته و انباشتهاند که جدایی و بر کندن از آنها کار آسانی نیست مغز ما در ابتدا مانند یک لیوانی خالی است که به تدریج طی دوران کودکی و نوجوانی، لیوان پر از مطالب بی ارزش و به درد نخور برای زندگی امروزی میشود. برای ایجاد تحول و دگرگونی باید محتوای لیوان را خالی و به دور به ریزیم و به جای آن علم و زندگی روز قرار دهیم این بی دانشی تا بدان حد است که بسیاری نه تنها نمی دانند که نمیدانند بلکه حتی ضرورت دانستن و آموختن را هم درک نمیکنند و با چنگ و دندان از نمیدانندههای خود حفاظت می کنند و اعلام می دارند که ما خود همه چیز را میدانیم در صورتی که نمی دانند که شخصی وجود ندارد که همه چیز را به داند زیرا دیالکتیک زندگی مسائل و مشکلاتی راپیش روی شما می گذارد که تاکنون آن را تجربه نکردهاید. اگر این نوع فرهنگ ندانستن و نه آموختن فقط در حد افراد و عناصری بی ادعا مشاهده می شد، می شود آن را نادیده گرفت. اما هنگامی که میبینیم افراد گروه ها، سازمانها و احزابی که خود را مدعی میخوانند به طور سیستماتیک و ناآگاهانه بر طبل بی دانشی می کوبند و با دانش و علم روز فاصله فراوان دارند چه باید گفت؟ این بیشتر ناشی از این است که در یک جامعهی ۸۰ میلیونی تعداد شمارگان چاپ و نشر یک کتاب به زیر ۱۰۰۰ جلد سقوط کرده است. بقیهی داستان را خود مفصل به خوان! بگذریم.
تا این جا دریافتیم که همهی شیوههای تولید از جامعهی بی طبقهی اولیه سرچشمه گرفته اند به طوری که اجتماعات اشتراکی اولیه در نقاط مختلف کره زمین با توجه به شرایط اقتصادی اجتماعی ،سیاسی جغرافیایی و طبیعی اختلاف هایی از منظر شیوهی تولید امرار معاش با هم داشته اند، که باید مد نظر گرفته شوند. زیرا این تفاوتهای کوچک یا همان تغییرات کمی هستند که در روند تکاملی خود به تدریج منجر به تغییرات کیفی شده و به پیدایش تفاوتهای بزرگتری میانجامد به طوری که با دیگر شیوههای تولید مولود آنها آنقدر با هم متفاوت می شوند که تحت یک مقولهی واحد با گذشتهی خود، گنجنانده نمیشوند.
موریس مینویسد: «دو سال پیش از مرگ مارکس شیوهی تولید آسیایی در دید وی هم چون شکل آغازین گذار جامعههای ابتدایی به جامعههای طبقاتی جلوه می کند که شاید حتی رایج ترین شکل گذار در جریان تاریخ است. این شکل گذار به وجود بغرنج کمونته های کشاورزی وابسته بود.» (موریس گودلیه شیوهی تولید آسیایی)
منبع
@partizan1917
@amookhtan
1
1September 4, 2026 87 2