دیشب رفته بودم یکی از جاهایی که والنتیرم (همون آمبولانسه که خیلی ذوق… — Night — TG.ME

دیشب رفته بودم یکی از جاهایی که والنتیرم (همون آمبولانسه که خیلی ذوق داشتم قبول شدم، اگه یادتون باشه) و میخواستم اینجا تعریف کنم چی شد ولی نمیخواستم خاطره بد بنویسم که بعدا بخونم یادش بیوفتم دوباره نارحت شم:( ولی واقعا خیلی اذیت میکنن و دیروز بعد جلسه شون دوباره گریه‌م گرفته بود. خیلی از آدم انتظار دارن و اینکه مجانی داری برای خیریه شون کار میکنی، تشکر که نمیکنن هیچ، فقط بد رفتاری می‌کنن. دیشب بهم میگفتن تو اصلا علاقه نداری چون تو حرف گروهی شرکت نکردی (حرف گروهی که ۲ تا خانم ۶۰ ساله داشتن ی حرف تکراری رو برای هزارمین بار تکرار میکردن). و اصلا کاری ندارم به حرفی که میزنن ولی اون مدلی که با ادم حرف میزنن و یطوری که انگار هیچ ارزشی ندارم براشون و انگار هیچ حسی ندارن که حرفاشون میتونه یکی رو چقدر نارحت کنه. و کلا مشکلشون با من از وقتی شروع شد که من ماه امتحانا و ی مدت نزدیک امتحانا که خودم درس داشتم، شاگرد‌ هام همه امتحان داشتن و اون موقع تو اون مدرسه‌ هم کار میکردم و واقعا خیلی سرم شلوغ بود، تو ۲ ماه فقط ۲ بار رفته بودم (هر هفته ی جلسه دارن که همه باید برن). و براشون هم توضیح داده بودم که نمیتونم بیام ولی خب از اون موقع دیگه با من بد شدن. حالا نمیخوام با جزئیات تعریف کنم ولی واقعا خیلی از دستشون نارحتم و الان فقط چند ماه دیگه‌ بمونم مدرک مو بگیرم میتونم برم ی مرکز دیگه برای والنتیری تو آمبولانس (درواقع همین کمپانی ولی ی جای دیگه شهر) و واقعا نمیتونم صبر کنم تا این چند ماه بگذره و دیگه هیچوقت این آدما رو نبینم🥲

❤4😢2
August 26, 2026 94 14