گرچه در نگاه اول؛ به نظر میرسد این آهنگ در فضایی مثبت و رویاگونه سپری میشود. اما بیلی کورگن(ترانه سرای بند) در یک مصاحبه ای گفت این آهنگ رو به صورت طعنه آمیز نوشته است در دورانی که "هر روز ایده کشتن خودم رو مزه مزه میکردم." او این آهنگ را در توصیف بدترین روز ممکن نوشت اما این آهنگ-تصادفا- اثری سرشار از امید شد. حتی کورگن پس از اجرای این آهنگ در یکی از کنسرت های اخیرش اقرار کرد که اکنون برایش آهنگی "مثبت" است چون در آخر درباره "بقا و زنده ماندن" است. ●گلچینی از مصاحبه او در این باره (ترجمه به کمک هوشواره): «این آهنگ در یکی از سختترین دورههای زندگیام نوشته شد. ما اولین آلبوممان، Gish، را در سال ۱۹۹۱ منتشر کرده بودیم. بعد از انتشار آن، حدود ۱۴ ماه در تور بودیم؛ در حالی که طولانیترین توری که پیش از آن تجربه کرده بودیم فقط حدود ۲۰ روز بود. بعد از پایان تور، دچار بدترین دورهٔ ناتوانی در ترانهسرایی شدم که تا آن زمان تجربه کرده بودم. قرار گرفتن در معرض توجه عموم، احساسات زیادی را که از دوران کودکی سرکوب کرده بودم دوباره زنده کرد... ناگهان خودم را روبهروی تمام آن شیاطین و زخمهای درونی دیدم که فکر میکردم برای همیشه پنهانشان کردهام. وارد دورهای واقعاً وحشتناک از زندگیام شدم. یک مقطع حتی روی زمینِ آپارتمان دارسی(یکی از دوستانش.) میخوابیدم. مدتی هم در یک پارکینگ زندگی کردم. آنقدر درگیر فکر خودکشی شده بودم که به اصلیترین دغدغهٔ ذهنم تبدیل شده بود. اما از دل آن ناامیدی مطلق، به پایینترین نقطه رسیدم و در نهایت همهچیز به یک تصمیم ساده ختم شد: یا خودت را بکش، یا این وضعیت را بپذیر، کار کن، زندگی کن و سعی کن خوشحال باشی. پس این آهنگ را نوشتم... همانطور که میبینید، من نوع دیگری از مرگ را انتخاب کردم؛ راک اند رول. در این مقطع از زندگیام، این آهنگ برایم اثری مثبت است، چون دربارهٔ زنده ماندن و دوام آوردن است.»
6