تو کوچه آتیش‌بازیه، انگار دارن شب رو برای روز بعد روشن می‌ذارن با هر… — علی دودانگه‌ — TG.ME

علی دودانگه‌بابام: فردا دعوتیم، یه جشن ساده‌ست باید بیای، دلخور می‌شن؛ بگذر از این درد + بابا نخوا ساده بگیرم ماجرا رو کی توی تشییع خودش دعوت می‌شه مرد؟ موهاشو با خونم حنابندون کنید و روی سرش تاج گل لاله بکارید فردا عروسی یا عزا هر چی که باشه یک صندلی اون ته واسم خالی…
تو کوچه آتیش‌بازیه، انگار دارن
شب رو برای روز بعد روشن می‌ذارن
با هر چراغی که می‌بندن توی کوچه
یک شمع روی سنگ قبر من می‌ذارن

از خونه بیرون می‌زنم دلتنگیامو
امشب هوا سنگین‌تر از شب‌های پیشه
رخت زمستونیمو می‌ذارم تو خونه
آتیش گرفته جیگرم، سردم نمی‌شه

هر نیمکت تابوت حرفای قشنگه
هر شاخه‌ی خشکیده بغضایی که خوردم
تو هر خیابون خاطراتت مین گذاشتن
تو هر خیابون صد دفه ایستاده مُردم
August 30, 2026 96 1