ویدئویی که در بالا میبینید، بخشی از سخنان سید علی خامنهای در شهریور ماه سال ۱۳۷۵ است. لحن کلامش را بشنوید؛ چطور با صمیمیت و جدیت، خانوادهها را به تحصیل دختران ترغیب میکند و هشدار میدهد که مبادا از سر تعصبات مذهبی، مانع رشد و سوادآموزی دخترانتان شوید. او همیشه جامعه، خانوادهها و جوانان را به سمت علمجویی و دانشافزایی فرا میخواند.
بیجهت نیست که در طول دهههای گذشته، میزان افراد تحصیلکرده، دانشگاهرفته و بهویژه آمار زنان و دختران متخصص در کشور به شکل شگفتانگیزی افزایش یافت.
شاید کسی بگوید این روند طبیعی زمانه است و همه جوامع به این سمت رفتهاند. بله، بخشی از ماجرا همین است، اما همه چیز را توضیح نمیدهد! سرعت و شیب رشد تحصیلات دختران در ایران، بسیار بالاتر از متوسط جهانی بوده است؛ چرا که در راس این ساختار، رهبری قرار داشت که عمیقاً باور داشت مردم باید «رشید، عالم و آگاه» باشند.
معنای این رویکرد زمانی روشنتر میشود که نگاهی به دانشگاهها و ویترینهای غربی بیندازیم. در بسیاری از همان جوامع، سهم دختران در مدارج عالی علمی کماکان ناچیز است؛ در عوض، سیستم چرخهاش را طوری چیده که زنان را بیشتر برای کارمندی رستوران، مهمانداری هواپیما و جذابیتهای بصری استخدام کنند و حتی برایشان خطکش بگذارند که قدِ دامنشان از فلان حد بلندتر نباشد!
اما نگاه او به دختران این سرزمین، تفاوت بنیادینی داشت. او میگفت: «درس بخوانید، تحصیل کنید و جزو نخبگان شوید تا به مقام و جایگاه حقیقی خودتان پی ببرید.»
او مشوق حضور زن در اجتماع بود، اما نه به بهای برهنگی، تننمایی و برآوردن مطامع هوسبازان. او میگفت رشد کنید و در قامت یک مهندس، پزشک، هنرمند، نویسنده، فیلمساز، ورزشکار و پلیس، هویت مستقل و مقتدر خود را به نمایش بگذارید.
من بارها به دوستانم گفتهام که ظهور نابغهای مثل مریم میرزاخانی یک تصادف یا اتفاقِ یهویی نبود؛ او محصول بسترسازیهای همین نگاه بود. او در مدارس تیزهوشانی (سمپاد) درس خواند که توسط مرحوم جواد اژهای و با حمایت کامل و مستقیم آقای خامنهای (در دوران ریاستجمهوریشان) تاسیس شد. استعداد ریاضی مریم در المپیادهای علمی کشف شد؛ همان المپیادهایی که غلامعلی حداد عادل با جدیت پیگیرشان بود تا افقهای بلند را به دانشآموزان ایرانی نشان دهد و به آنها کار عمیق علمی را بیاموزد.
بذر رشد مریم در این خاک و در این اتمسفر کاشته شد؛ هرچند تحصیلات عالیهاش را در آمریکا گذراند، اما ریشههایش در این ساختار جان گرفت. مریم یک سمبل عالی است، اما در کنار او، هزاران مهندس، کارآفرین، پزشک و دانشمند دیگر در همین بستر تنفس کردند؛ بستری که در آن «علمآموزی، خدمت به میهن و حل مسئله» یک ارزش واقعی بود.
سید علی خامنهای به درستی معتقد بود که ما دچار یک عقبماندگی تاریخی هستیم. چندین قرن درجا زده بودیم در حالی که غرب پیش رفته بود. ما ارثبران یک جا ماندگیِ بزرگ بودیم و او کلید حل این معما را خطشکنی با کار، تحصیل، و بالاتر از همه، «ایمان و توکل» میدانست.
اما آیا او موفق شد؟
تاریخ به ما میگوید که تقابل حق و باطل، سنتی همیشگی است. او نسلهایی را پرورش داد که یاد گرفتند دست روی زانوی خود بگذارند، بلند شوند و از ملامتِ هیچ ملامتگری نترسند:
«وَلا یَخافونَ لَومَةَ لائِمٍ»
اما جبهه مقابل نیز دستبسته ننشست. اگر او نسلی از جوانان و دختران باایمان، دانا و اهل کار را تربیت کرد، جریان مقابل هم با تمام قوا و ابزارهایش تلاش کرد جوانان و خصوصاً دختران را به سمت سطحینگری، هوسرانی، تننمایی و گداییِ توجه سوق دهد.
امروز هر دو جبهه با تمام توان در میدانند و گویا سنت جهان بر این است که هیچکدام به پیروزی مطلق و صددرصدی در این جغرافیا نرسند؛ هر راهی، پیروان خودش را دارد.
اما آنچه در یاد تاریخ میماند، این است که او در سمتِ درست این تقابل ایستاد. برای میلیونها نفر الگو شد و راه را نشان داد؛ ابتدا با کلماتش، سپس با اقداماتش، و در نهایت، آخرین و ماندگارترین درسش را با شهادت مظلومانه خود و خانوادهاش به همه ما داد.
الهی که ما نیز بتوانیم سمت درست را تشخیص دهیم و در مسیر حق قدم برداریم.
Telegram
الف مثل ایران، یادداشتهای شخصی امیر توکلی
12
3July 5, 2026 409 1 3