اگه یادتون باشه یا به بایوی کانال دقت کرده باشید، از روز اول اونجا نوشتم: «سعیمون اینه که به دور از هیاهوی اخبار زرد، مسائل این حوزه رو پیگیری کنیم و با تحلیل و آموزش خوب، برای تطابق بهتر با آیندهای که Generative AI توش نقش پررنگی داره آماده بشیم.» هدفم از نوشتن در این کانال همیشه همین بوده.
حالا چرا مدت زیادیه که حرفی نزدم؟ (البته بماند که کلاً آدم کمکاری بودم و دیر به دیر پست میذاشتم!) قضیه اینه که تو اون دوران، رویکرد من این بود که با دیدن «پشت صحنه»ی اتفاقات هوش مصنوعی و درک تئوریها، میتونم درک بهتری برای کار کردن باهاش پیدا کنم. فکر میکردم فهمیدنِ مکانیسمها و تئوریهای زیربنایی، همون چیزیه که به تطابق ما با آینده کمک میکنه.
اما الان نگاهم تغییر کرده. به این نتیجه رسیدم که لزوماً دونستن تئوریهای پشت صحنه، دیگه کمکی به اون «تطابق بهتر» نمیکنه. چیزی که الان واقعاً کمککنندهست اینه که اتفاقاً بیای «جلوی صحنه» و مدلِ کار کردنِ واقعی با این هوش مصنوعیها رو یاد بگیری.
دلیل این شیفت هم خودِ سرعت پیشرفتهای هوش مصنوعیه. انقدر سطح هوشمندی بالا رفته که اگه بخوای وایسی و فقط تماشا کنی که «چطوری اینقدر باهوش شد؟»، قطعا عقب میافتی. الان بهترین کار اینه که از این هوشمندی که فعلاً ایجاد شده، به بهترین شکل ممکن سواری بگیریم. رویکرد قبلی باعث شده بود من کلاً نتونم اثر واقعی این هوشمندی رو تو کارم تجربه کنم؛ چون تمام تمرکزم روی این بود که روند پیشرفت فعلی رو تو ذهنم تحت کنترل داشته باشم. اما دیدم با این فرمون دارم جا میمونم و باید بیام جلوی صحنه تا ببینم چطور میشه از این ابزارها برای حل مسئله استفاده کرد.
البته این «شیفت ذهنی» (Mentality Shift) سخت بود. هنوز هم نمیتونم ادعا کنم کامل رخ داده. باید از یه سری بحثهای تئوریک که واقعاً برام لذتبخش بودن دست میکشیدم تا به این فکر کنم که در شرایط فعلی «چه کاری درسته؟».
تو این مدت اتفاقات زیادی برام افتاد که کمک کرد این تغییر نگرش برام رقم بخوره که خیلی هاش قابل گفتن نیست؛ اما چیزی که باعث شد بالاخره بعد مدتها بنویسم، دیدن مصاحبه اخیر بوریس چرنی (هد Claude Code) بود. حتماً توصیه میکنم این مصاحبه رو ببینید یا حداقل متنش رو بخونید (با تشکر از امیرعلی ذبیحی بابت معرفی).
نکته ای که این مصاحبه داره اینه که مدلها از چیزی که فکر میکنیم خیلی باهوشتر شدن، ولی ما هنوز بلد نیستیم با یک موجودِ به این باهوشی چطور کار کنیم! ما هنوز داریم با همون روشها و ذهنیتهای دو، سه یا شش ماه پیش باهاشون برخورد میکنیم؛ در حالی که این مدلها از سقف چیزی که تو ذهن ماست بالاتر رفتن و اصلاً باید به یک شکل دیگهای باهاشون کار کرد. اگه این کار رو نکنیم، با دست خودمون داریم مانع ایجاد میکنیم و جلوی دست و پای هوشمندی مدل رو میگیریم. تو این مصاحبه خیلی خوب متوجه میشیم که چطور با مفهوم Improvement by elimination (بهبود از طریق حذف کردن پرامپتها و محدودیتهای اضافه) میشه خیلی بیشتر از این مدلها خروجی گرفت. احتمالا کلی سوال براتون ایجاد شده درمورد این رویکرد که خب چرنی تا حد خوبی بهش پاسخ داده و دیدنش خالی از لطف نیست.
اما چیزی که در این مصاحبه خیلی توجه منو جلب کرد و میخِ آخر رو برای نوشتن این پست کوبید، جملات پایانی چرنی بود:
Forget all of the things that you learned about past models. Forget everything that you've learned about computer science theory in class. Look at the model, try to do a task, see where it struggles, and then based on that adjust. So it's just like very much become it's not a theoretical science, it's become an empirical science.
بنابراین، از این به بعد اگر قرار باشه چیزی تو این کانال نوشته بشه، انشاءالله دقیقاً با همین رویکردِ عملی، تجربی و ایجنتیک خواهد بود.
@AI_360



