پدر فوتیس در حالی که محو زیبایی آسمان و زمین پس از باران بود، گفت… — معمای عشق — TG.ME

معمای عشقHayedeh – Minaye del (feat. Homa Mirafshar)
پدر فوتیس در حالی که محو زیبایی آسمان و زمین پس از باران بود، گفت:

"روزی از کشیشی که دور از صومعه خود در خلوتکده ای در کوهستان می زیست، پرسیدم:

_پدر! تو چگونه راه رستگاری را یافتی؟

جواب داد:
_ فرزند! خودم هم نمی دانم؛ این کار خود به خود و بدون آنکه من متوجه باشم، صورت گرفته است...یک روز صبح از خواب برخاستم، شب باران باریده بود. از پنجره به بیرون نگریستم. همین والسلام!

گفتم :
_همین؟!
_گفت: آری فرزند! بیش از این چه می خواهی؟ من خدا را پشت پنجره ام دیدم  ..."

از این سخنان ناگهان نوری در آسمان درخشید و قلب مانولیوس از آن خنک شد و پس از مدتی سکوت عمیق گفت:

"_متشکرم پدر! من خدا را در فرصت های بزرگ و در لحظات بحرانی می جستم. ولی تو او را در هر موقعیتی به من نشان می دهی؛ من او را در یک مرگ خشونت آمیز می جستم و تو او را در مبارزه پیش پاافتاده هرروزه به من می نمایی."

" _ هرکس به جز آن چیزی که می جوید، هرگز چیزی نمی یابد. ما همان طور که تو احساس کرده ای خدا را در آن جا خواهیم یافت که به سراغش می رویم و خدایی که ما خواهیم یافت، به آن شکل نیست که آن ها که هرگز ندیده اند، وصفش می کنند:
خدا پیرمردی با گونه های گلی رنگ نیست که با قیافه ای حق به جانب بر تختی از ابرهای مخمل نشسته باشد و فرمان بدهد؛
بلکه خدا آن آوای ضعیفی است که از درون ما برمی خیزد."

#نیکوس_کازانتزاکیس
📕 مسیح_بازمصلوب
🍏🍎🍃
September 16, 2026 23 2