یک نفر آمد کتاب‌های مرا بُرد. روی سرم سقفی از تناسب گل‌ها کشید. عصر… — معمای عشق — TG.ME



«یک نفر آمد کتاب‌های مرا بُرد.
روی سرم سقفی از تناسب گل‌ها کشید.
عصر مرا با دریچه‌های مکرّر، وسیع کرد.
میز مرا زیر معنویت باران نهاد.
بعد، نشستیم.
حرف زدیم از دقیقه‌های مُشَجّر،
از کلماتی که زندگانی‌شان، در وسط آب می‌گذشت.
فرصت ما زیر ابرهای مناسب
مثل تن گیج یک کبوتر ناگاه
حجم خوشی داشت.»


#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
❤1
September 15, 2026 23