سپاس زندگی را که این‌چنین فراوان به من بخشید به من چشمانی داد که وقتی… — معمای عشق — TG.ME



سپاس زندگی را
که این‌چنین فراوان به من بخشید
به من چشمانی داد که وقتی گشوده شوند
سپید از سیاه باز‌می‌شناسند
و بر فرازِ آسمانِ شب، پهنهٔ درخشانش را
باز می‌بینند
و در میانِ بی‌شماران، مردی که دوست می‌دارم را.

سپاس زندگی را
که این‌چنین فراوان به من بخشید
به من شنوایی داد تا به دنیا گوش سپارم
به آوازها
روز و شب
به قناری‌ها و زنجره‌ها
به چکاچک پتک‌ها و ماشین‌ها،
خشت‌ها و طوفان‌ها
و به صدای گوش‌نوازِ مردی که دوست می‌دارم.

سپاس زندگی را
که این‌چنین فراوان به من بخشید
که به من آوا و الفبا آموخت
و واژه‌هایی برای اندیشیدن و ابراز کردن
مادر، دوست، برادر
و پرتوِ درخشانی که راه می‌نمایاند
به سوی آنانی که دوست می‌دارم.

سپاس زندگی را
که این‌چنین فراوان به من بخشید
که به من توانِ ره‌سپردن با این پاهای خسته داد
که زیرِ پا گذارم
دشت‌ها و کوه‌ها و شهرها و آب‌چاله‌ها و صحراها و دره‌ها
تا برسم به کویِ تو و خانهٔ تو و ایوانِ تو.

سپاس زندگی را
که این‌چنین فراوان به من بخشید
به من قلبی داد
که رعشه بر اندامم اندازد
آن هنگام که
دستاورد انسانیت را می‌بینم
و خوبی را چنان دور از بدی.
و آن زمان که چشم در درخشندگیِ چشمانت می‌دوزم.

سپاس زندگی را
که این‌چنین فراوان به من بخشید
به من خنده و اشتیاق بخشید
تا درد از شادمانی بازشناسم
دو حسی که در ترانه‌ام هویداست
در ترانهٔ تو، که همان ترانهٔ من است
در ترانهٔ همگان، که ترانهٔ من است.

سپاس ای زندگی
سپاس ای زندگی
سپاس ای زندگی
سپاس ای زندگی

#ویولتا_پارا
🔁 ترجمه از وحید روشن
🍏🍎🍃
September 6, 2026 20 2