معمای عشق○ چون صبح ازل ز عشق دم زد عشق آتش شوق در قلم زد از لوح عدم قلم سرافراشت صد نقش بدیع پیکر انگاشت هستند افلاک زاده عشق ارکان به زمین فتاده عشق بی عشق نشان ز نیک و بد نیست چیزی که ز عشق نیست خود نیست این سقف بلند لاجوردی روزان و شبان به گرد گردی نیلوفر…هر کس که نه عاشق آدمی نیستشایسته بزم محرمی نیستجامی به کمند عشق شو بندبگسل ز همه به عشق پیوند#جامی🍏🍎🍃t.me/AF14202https/77586Translate1August 25, 2026 43