یکی دیگر از دلایل جذابیت شریعتی را باید در وضعیت زمانهی او جستجو کرد که دوران غلبهی تفکر چپ بر حوزههای روشنفکری و فعالیت سیاسی در ممالک مسلمان بود. همین هیمنهی تفکر چپ بود که سید قطب را واداشت تا در سال 1952م (1331ش) مقالهی کمتر مشهور اما بسیار آبستن و گفتمانسازِ "اسلام امریکایی" (إسلام أمريكاني) را در مجلهی الرسالة منتشر کند. سید در آن مقاله معترض شده بود که چرا علمای الازهر مصر به سبب مبارزه با مارکسیسم و کمونیسم، مسائلی چون زکات و صدقات در فقه اسلامی را برجسته میکنند و بدین ترتیب اسلام مد نظر ایالات متحده (در نبرد با اتحاد جماهیر شوروی) را پیش میبرند. درنتیجه نیروهای مذهبیِ علاقمند به سیاست و کار روشنفکری در آن برهه، ناخودآگاه هوادار و مروج گفتمانی بودند که بتواند در برابر تفکر جذاب مارکسیسم بایستد و با آن مواجهه کند. از همین رو گفتمان روشنفکری دینی برخی از مواد خام سنت اسلامی را به محک تفکرات چپ میزد تا هم نکات جذاب مارکسیسم را مال خود نماید و هم در برابر ماتریالیسم مندرج در آن قد عَلَم کند.
نکتهی دیگر اینکه برغم شکاف ایدیولوژیک بین جغرافیای اسلامی و غرب به مرکزیت امریکا، در آن دوران این شکاف آن چنان به مرحلهی خصومت و بحران نرسیده بود: ایالات متحده، اسلامِ اصطلاحا سیاسی را نه تنها دشمن خود نمیدانست بلکه دولت آیزنهاورِ جمهوریخواه در 1957 از جهاد مسلمین علیه شوروی استقبال و اسلام را "متحد طبیعی" ایالات متحده در برابر دشمنان کمونیست اعلان کرد. این رویه تا زمان حملهی شوروی به افغانستان هم ادامه یافت و امریکاییها در برخی بزنگاههای تاریخی از نیروهای سیاسی مسلمان علیه دشمنان نامسلمانشان حمایت میکردند: حمایت از کودتای ژنرال محمد سوهارتو در اندونزی و سکوت در برابر سرکوب و قتل عام گستردهی نیروهای چپ و غیرمذهبی به دست دولت سوهارتو (سوهارتو از متحدان مهم امریکا و انگلیس در شرق دور بود)، حمایت از استقلال مسلمانان پاکستان در برابر هند و تجهیز نیروهای مجاهدین در جریان جنگ افغانستان.
بنابراین فارغ از بحثهای ضروری و بجا ناظر به عمق و انسجام دیدگاههای شریعتی، او فرزند چنین زمانهای بود که میبایست اسلام بدیلی را در برابر ایدههای جذاب مارکسیسم ارائه کند که هم جامع آن ایدهها باشد و هم از ماتریالیسم و دنیاگرایی و فقدان معنویت آن خود را متمایز و مبرا کند.
@AdnanFallahi
9
6August 16, 2026 2.8K 37