(تصاویر بر طبق شمارهی مندرج دنبال شوند) این، نه اولین مورد از این دست بود و نه آخرین خواهد بود. بساط اندیشه و اندیشه ورزان ایرانی هم، اگر قرار بود با شنیدن توهین و تحقیر و تهدید و... برچیده شود، یقینا امروز نه ملاصدرا و میرداماد میداشتیم، نه جمالزاده و عشقی، نه داور و فروغی، نه شایگان و کاتوزیان، و نه بیشمار متفکرین معاصر که در هر گوشه از دنیا (من جمله خود ایران)، اتاقی در دانشگاهی دارند و یا تمام کار علمیشان وقف ایران است، یا دلشان و قلمشان برای ایران میتپد و میچرخد؛ چرا که جامعهی ما، عامهی ما، هرقدر که در تاریخش عقب رویم، همین بوده: "نخبه کش" و "گاز گیرنده". خصیصهی مشترک آکادمیک ها این است که Internal Locus of Control دارند، یا به بیان خیلی ساده، برای "به به و چه چه" یا "اَخ اَخ و اَه اَه" دیگران، نه کاری میکنند و نه از کاری دست میکشند، بلکه نسبت به انجام آنچه "از درون" درستش میدانند اهتمام میورزند، ولو که تمام دنیا نظر دیگری داشته باشد. من هم از این قاعده مستثنی نبوده، نیستم، و نخواهم بود. خیلی مهم تر اما، من برای این بخش عمومی از فعالیت هایم، انگیزه هایی زنده و پرشمار دارم... (ادامه در پست بعد)
ادای دين: post #434 — TG.ME
August 24, 2026 104 6