از "Never Again" آلمان، که دوباره اتفاق افتاد، تا علی بندری که شد "آیت الله بی پلاس" "دوباره هرگز" شعاری بود که از فردای سقوط برلین و پایان جنگ دوم جهانی، مشخصا در آلمان، و با غلظتی کمتر، در باقی اروپا، تبدیل به مانیفست عبرت و ضمانت گفتمانی عدم تکرار فجایع رخ داده در جنگ دوم شد. اما آیا آن فجایع دوباره تکرار نشد؟ تقریبا از اواخر قرن ۲۰، کمتر از ۵۰ سال بعد، همان اروپا، بطور مستقیم و غیرمستقیم، محرک، حامی و همراه تمام جنایاتی شد که در گوشه گوشهی دنیا، حتی در جغرافیای خودش، یوگوسلاوی، به وقوع پیوست؛ در نسل کشی بوسنی مشارکت مستقیم کرد؛ نسل کشی برمه را با اعطای جایزهی صلح نوبل به رهبر نسل کشان مشروعیت بخشید، و در تمام موج های نسل کشی فلسطینیان، از نیروی نسل کش حمایت نظامی، سیاسی و حقوقی کرد. مشخصا همان آلمان، اساسا تا آنجا پیش رفت که جرمش در نسل کشی اخیر، کمتر از رژیم صهیونی نبود. و البته، به شکلی طنز گونه، هنوز، در دیوارنگاره ها، گالری ها و کنفرانس هایشان، "Never Again" به چشم میخورد! چطور ممکن است؟ به سادگی! قاب بندی (Framing) آنچه در جنگ دوم رخ داده بود، بطور عامدانه و هدفمند، نه بعنوان "جنایت" یا "شر" که بعنوان "جنایت علیه یهودیان" صورت گرفت. یعنی یک پدیده که در ذات خودش شاملیتی به بزرگی تمام ابناء بشر داشت، به یک "مصداق" فرو کاسته شد، لذا از آن به بعد، حتما کوچک ترین هتک حرمتی علیه یهودیان "مباد" و "هرگز" بود، اما یک قدم آن طرف تر؟ همه چیز آزاد بود... [چرایی این قاب بندی تقلیل گرایانه شرح مبسوط و چندین وجهی دارد که مجال طرحش اینجا نیست] علی بندری، مشخصا در بیپلاس، کاری کرده بود به جد تاریخی! ده ها میلیون بار شنیده شدن پادکست هایش فقط در کست باکس (ویدئو ها و باقی پلتفرم ها جای خود)، قطعا کاری بود کارستان. آنچه به این اعداد معنایی دوچندان میداد، محتوای مطالبش بود: از پیچ و تاب های نورون های آینه ای، تا راه های مواصلاتی دریایی و دکترین های سیاسی در مکاتب مختلف. مطالبی که قطعا زرد نبودند، حتما با فکر و حتی بر مبنای تصویری بزرگتر انتخاب شده بودند، و همه شان هم استوار بر منابع معتبر بودند. با این حال، اولین ویدئوی علی بندری بعد از وقایع دی ماه، در کسری از ثانیه، با صد ها هزار کامنت حاوی رکیک ترین فحاشی ها و منتسب کردن پست ترین صفات به او همراه بود. کامنت هایی که حتما بخشی شان ربات یا بفرموده بودند اما سهم زیادی شان از سمت مخاطبین همیشگی بیپلاس میآمد، همان ها که برای سالها، چشم میکشیدند تا پنجشنبه شود و علی بندری دریچهی تازهای از آگاهی را به رویشان بگشاید! پس، چه شد که از پس میلیون ها ساعت شنیدن آن همه مطالب فاخر، یکباره، صد ها هزار فحش و ناسزا تراوید؟ همانی شد که در Never Again اتفاق افتاده بود! علی بندری و بیپلاس، برای سالها، مطالبی ارزشمند را در اختیار مخاطبین قرار میدادند اما، چه به جبر و فراخور مدیوم و پلتفرم، چه متخصص نبودنشان در حیطه هایی که ذیلش تولید محتوا میکردند، همه چیز را در سطح "مصداقی" نگه میداشتند. صحبت از فاشیسم به یک پدیدهی زمان مند و مکان مند، در اوایل قرن ۲۰ام آلمان و ایتالیا منحصر میماند، صحبت از تاثیر نهاد ها بر توسعه به کره جنوبی، و صحبت از مردمی که چنین و چنان بودند به قوم فلان و قبیلهی بهمان. موضوعاتی که در اصل باید ده ها، بلکه صد ها ساعت مورد شرح و تفصیل و بحث و بررسی قرار میگرفتند، در کپسولی یک ساعته، کادوپیچ شده در یک "مصداق" و همراه با تصویر سازی های جذاب و رنگارنگ و از دریچهی دوربین 4K، به مخاطب ارائه میشد؛ و مخاطب، مشخصا مخاطب تنبل و مدعی، که خیال داشت از راه یک ساعت پادکست به دروازه های دانش و آگاهی برسد، در طول زمان، سیمپیچی مغزش اینگونه شکل گرفت که: "رفتار فاشیستی امری منحصر به سیاه پوشان اطراف موسیلینی بوده، تمام" بیپلاس "روایت" های جذابی از پدیده های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... تعریف کرده بود، اما خبری از ساختن "زیربنای اندیشه" نبود! البته که بندری همیشه تاکید میکرد مخاطبینش اصل کتابی را هم که او شرح داده بخرند و بخوانند، اما خودش هم خوب میدانست چه حرف پوچی میزند. اشتباه نشود! علی بندری بسیار شریف بود و هست! قصدم اینجا صرفا واکاوی "فحش خوردن" این معلم نازنین، از شاگردانش است. نمونهی علی بندری و بیپلاس اثباتی تام و تمام بود بر اینکه "مدیوم"ِ پلتفرم های اینترنتی، "ذاتا" با "اندیشه سازی" جمع پذیر نیست، چرا که الگورتیم ها ستایندهی ۲ چیزند: - کوتاهی - جذابیت و اندیشه، اتفاقا، نه کوتاه شدنیست و نه جذاب! پس علی بندری سعی کرد حد میانهای را بگیرد که هم الگوریتم خوشش بیاید هم سقراط، اما دریغ، که نه مثل کومان، چند صد میلیونی شد، نه مخاطبینش گُلی از بُستان تفکر چیدند و نهایتا، در همان بزنگاه که اندیشه، یگانه ناجی بود، همصدا با مابقی رَمه، دهان به فحاشی گشودند!
ادای دين: post #424 — TG.ME
July 28, 2026 553 4 6