● چرا حماقت های ج.ا (اگر در فقره جنگ اساسا بشود چنین چیزی را به تصمیمات و اعمالش نسبت داد) خونم را به جوش نمیآورد؟ چون این حماقت ها (باز با تسامح استفاده اش میکنم نه به معنای امری مطلق و دربرگیرنده) برای دهه ها اینجا بوده؛ پدیدهی جدیدی نیست، تماما taken-for-granted است یا قرار بوده چنین باشد! اگر آدمیزاد ذرهای خودآگاهی سیاسی-اجتماعی میداشت و اندکی واقع بینی، نسبت به این امر بدیهی مشرف میبود، و نتیجتا، در بحران قرارش نمیداد که بعد انتظار عملکرد عقلانی از آن داشته باشد (چه رسد به اینکه روی توهماتی همچون سقوطش یا "نگارش تسلیم نامه" که اساسا یک مفهوم پیشا-قرون وسطاییست حساب کند). ● چرا سبوعیت و جنایتکاری متجاوزان آمریکایی-صهیونی خونم را به جوش نمیآورد؟ چون در وهله اول نامشان "متجاوز" است و از متجاوز انتظار رحم و معرفت و عطوفت نمیرود. و در وهله دوم، نطفهی تاریخی هر دوئه این متجاوزان با نسل کشی بومیان آمریکا و فلسطین و بعد تسری جنایاتشان به سراسر عالم بسته شده. چون، چندان که Persuad، در مقالهی Neo-Gramscian Theory and Third World Violence (2016) صفحهی ۵۵۰، مستند کرده، تنها در حدفاصل ۱۸۸۶ تا ۲۰۱۳، آن هم منهای جنگ عراق و افغانستان، آن هم منهای مشارکت های غیر مستقیم شان (مانند جنگ عراق-ایران یا به کشتن دادن ۳ میلیون ایرانی در نتیجهی قحطی مصنوعی)، آن هم منهای نسل کشی های اسراییل، قدرت های غربی (آمریکا، انگلیس، فرانسه، بطور عمده)، ۱۵ میلیون و ۳۸۶ هزار و ۴۴۹ نفر را فقط در کشور های جهان سوم کشتند (و در مقابل، تنها ۳۳۸ هزار و ۸۲۲ نفر تلفات دادند، یعنی نسبت ۴۵ به ۱). از جنایات اینها خونم به جوش نمیآید چون تا پیش از اینکه خودمان ابژهی جنایاتشان شویم، خودم را تافتهی جدا بافتهی عالم نمیدیدم و با آنچه به روز فلسطین و لبنان و عراق و افغانستان و سوریه و لیبی و بوسنی و... آوردند آشنا بودم. ● چرا آن عده از ایرانیان که راضی به جنگ بودند (و هستند) خونم را به جوش می آورند؟ چون آن موقع که من و امثال من گلو پاره میکردیم که نکنید، نگویید، نخواهید، بهانه دستشان ندهید، نه به این خاطر بود که عاشق ج.ا بودیم و نه به این خاطر که با عمو های اینها پدرکشتگی داشتیم! ما دقیقا نسبت به حماقت ج.ا از یک سو و نسبت به سبوعیت این متجاوزان از سمت دیگر آگاه بودیم و برایمان از روز روشن تر بود که ترکیب این دو، نتیجه اش هیچ چیز نمیشود مگر - آوارگی مردم - قطع دسترسی شان (برای دهه ها) به گاز و آب و برق و تلفن - هر روز و شب ترس بمباران داشتن - سر بر آوردن نیروهای شبهه نظامی در گوشه و کنار کشور - و چندان که اینجا (پیش از ۱۸ دی) نوشته بودم، پرتاب شدن ایران از وضعیت Basic LAO کنونی به Fragile LAO (یعنی چیزی شبیه به افغانستان و سودان) آنچه خون آدم را به جوش میآورد، نه "واقعیت" های خارج از کنترل، که "بلاهت" های "انتخابی" است! بلاهت در عدم شناخت ج.ا، و خریدن این توهم که تسلیم نامه امضا خواهد کرد (اصلا بالفرض که این جفنگ، راه و کار درستی بوده باشد!) بلاهت در عدم شناخت اسراییل و آمریکا، و خریدن این توهم که اینها قرار است ناجی ما باشند و البته، بزرگترینِ بلاهت ها، که خود تسهیل کنندهی پذیرش "هر" تحمیق دیگری بود (و هست)، خریدن این جفنگیات که: - کشور همین الان هم اشغال است - مردم همین الان هم آب و برق ندارند - اصلا مردن به این زندگی شرف دارد و..... مردم عاملیت نداشتند؟ اولا که پیشتر چند نمونه (از هزاران) مقاله در تایید داده-محور عاملیت کمپین های حمایتی در آغاز جنگ ها را به اشتراک گذاشته بودم و این موضوع اساسا جزو "بدیهیات" علمیست و هیچ جای به چالش کشیده شدن ندارد. ثانیا، اصلا "عاملیتی" در کار نبوده؛ شما به صحنهی تصادفی در یک خیابان برمیخورید که مجروح وخیم الحال هم داشته، و چند نفر را نزدیک صحنه میبینید که دارند فیلم میگیرند و قاه قاه میخندند و کیف میکنند از تماشای آن وضعیت تراژیک (هیچ عاملیتی هم در بروز آن تصادف نداشته اند)، حس تان نسبت به آنها چیست؟ من از ایشان متنفر میشوم، متنفر، در حد مرگ، و تا پای مرگ... فرد به فرد کسانی که حتی در دل نسبت به این تجاوز نظامی "رضایت" (نه حتی مطلوبیت) داشتند (و هنوز دارند)، همانقدر در لحظه لحظه ترس این نازنین، از بچه های ادای دین ساکن چابهار، و باقی مردم این خاک که در حال ترسیدن و آواره شدن و کشته شدن هستند، سهیم اند که متجاوزان، که ج.ا. "انکار"، لکهی ننگ را از دامن ایشان پاک نخواهد کرد، و تاریخ ایشان را با بدترینِ صفات به یاد خواهد آورد، چرا که تاریخ را، متخصصین مینویسند، نه میز سردبیری اینترنشنال پاینده ایران پاینده ایرانیانِ ضدجنگ پاینده مدافعان جان بر کف این مرز و بوم و سرفراز شیر های بیشهی جنوب ایران که در طول تاریخ سپر بلای این خاک بوده اند و حتما، و تا همیشه، "ننگ بر آنکه خواسته شِمر به ما کمک کند" 💚🤍❤️🩹
ادای دين: post #418 — TG.ME
July 15, 2026 648 5