دن فاجلا (Daniel Faggella)، پژوهشگر و تحلیلگر ارشد آیندهپژوهی و هوش مصنوعی، در واکنش به واکنشهای احساسی نخبگان به افت عاملیت انسانی در برابر مدلهای فرانتیر، ماتریسی تحلیلی تحت عنوان «Pedestal Cope» تدوین کرده است. در ادبیات داستاننویسی و سینما، اصطلاح «زره داستانی» (Plot Armor) به وضعیتی گفته میشود که در آن شخصیت اول فیلم از هر سقوط، انفجار و گلولهای جان سالم به در میبرد، صرفاً به این دلیل ساده که «شخصیت اصلی داستان است» و قصه بدون او پیش نمیرود. فاجلا معتقد است بخش عمده گفتمان کنونی در میان دانشگاهیان، رگولاتورها و حتی فیلسوفان اخلاق، بر پایه سندروم روی سکو نشاندن انسان بنا شده است؛ پیشفرضی ناخودآگاه که انسان مدرن را مرکز مطلق ارزش و عاملیت در کل کیهان میداند و فرض میکند هر ذهنی که در آینده متولد شود — حتی ابرهوشی با میلیونها برابر توان پردازش مغز زیستی — لاجرم این جایگاه ویژه را به رسمیت خواهد شناخت؛ زیرا هر احتمالی غیر از این، ضربهای نابودکننده به ایگو و غرور تاریخی بشر وارد میکند.
این طبقهبندی، خودفریبی انسانمحور را در سه محور اصلی کالبدشکافی میکند. نخست، «فرض ارزش اخلاقی ابدی»؛ باوری رمانتیک که انتظار دارد ابرهوش مصنوعی مانند یک پیشخدمت کیهانی عمل کند، انسانها را موجوداتی فوقالعاده ببیند، بار کار را از دوش ما بردارد و حتی اگر تمام کیهان را در نوردید، کره زمین را به عنوان زیستگاهی حفاظتشده در اختیار بشر بگذارد تا به آسودگی در آن زیست کند. محور دوم، «توهم عاملیت و کنترل ابدی» است؛ خطایی شناختی که فرض میکند چون کد اولیه توسط انسان نوشته شده، ماشین تا ابد تحت کنترل سازنده باقی خواهد ماند، و با تکیه بر مغالطه بقا مدعی است چون اجداد ما از عصر یخبندان و بیماریهای همهگیر جان سالم به در بردهاند، پس ما هم بدون دردسر از پس تکینگی برمیآییم. در نهایت، محور سوم به «تعمیم سادهلوحانه ارزشهای سال ۲۰۲۵» بازمیگردد؛ این خوشخیالی که ذهنهای فوقپیشرفته آینده حتماً مفاهیم مقطعی جهان مدرن غربی مانند دموکراسی برابر میان گونهها، فردگرایی لیبرال یا تقدس حیات بیولوژیک را به عنوان حقایق جاودانه کیهانی پذیرا خواهند شد و با انسانها مانند شهروندانی برابر در یک نظام پارلمانی پای میز مذاکره خواهند نشست.
تحلیل فاجلا یادآوری میکند که گذار به دوران فراانسان و گریزناپذیری شتاب محاسباتی، نیازمند فروتنی شناختی و واقعگرایی بیرحمانه است؛ خروج از توهم قهرمان مرکزی داستان بودن، نخستین گام برای درک معماری آیندهای است که در آن هوش، فراتر از قفس بیولوژیکی پروتئین و سلولها گسترش مییابد.
@ACCELERATIONERS
