غزل: آویخته در باران تو بعدِ تو باور نکن دنیا گل‌افشان شده است؛ عشقِ… — ردپای عشق — TG.ME

غزل: آویخته در باران تو

بعدِ تو باور نکن دنیا گل‌افشان شده است؛
عشقِ تو روی تنم، فصلِ زمستان شده است

حالِ بد احوال من گفتن ندارد، خوبِ من؛
پشت و رویِ آینه هر دو نمایان شده است

بی‌تو مهتاب شبی را نزن از نو به دلم؛
بعدِ تو حالِ دلم مثلِ بیابان شده است

بی‌تو هر شهر برایم زِ قفس تنگ‌تر است؛
قسمتم خانه نشد، خانه شبستان شده است

چشم بستم که نلرزد دلِ آشفته‌ی من؛
شب‌به‌شب با تو سخن گفتنم آسان شده است

گفتم از یاد ببر؛ حافظه خندید به من،
گفت دیرست نگو خانه‌ی جانان شده است؟

دست بردار و فراموش کن این فاصله را؛
دل به یک خنده به آتشکده مهمان شده است

راه رفتم، همه‌جا ردِّ تو افتاده به چشم؛
هر قدم سمتِ تو افتاده، غزل‌خوان شده است

آخرش هرچه شدم، هرچه شکستم، دیدم
نامِ زیبای تو آویزه‌ی باران شده است

کاش تکرارِ قیامت قصه‌ای دیگر داشت؛
از زمین و آسمان، غصه فراوان شده است
👏1👌1🕊1
September 5, 2026 25