دیدگاه اعظم عزیز در دوره همجهت با جریان خداوند:
از زمانی که دورهی همجهت با جریان خداوند را آغاز کردم، اتفاقات بسیار زیادی در زندگیام رخ داده که هر بار مرورشان میکنم، وجودم سرشار از سپاسگزاری میشود. این دوره واقعاً دورهی کیمیاگری بود که مرا در مسیر درست زندگی نگه داشت.
۱. ماندن در مومنتوم مثبت و اجازه ندادن به پیشروی افکار منفی؛ حتی اگر ناراحتی من از نظر ذهنی منطقی بهنظر برسد، میدانم مثل آن است که دستم را در آتش ببرم، و من دیگر این کار را نمیکنم.
۲. تایم اوت گرفتن — یعنی با هر کار یا فکری، حتی کوچک، از افکار منفی فاصله گرفتن و تغییر مسیر دادن.
۳. تکرار باورهای قدرتمندکننده؛ باورهایی که نیرو و توان را هزاران برابر میکنند و باعث میشوند خدا را در همهچیز ببینم.
۴. سپاسگزاری از خداوند، از انسانها، از امکانات و از خودم. یاد گرفتم از خودم هم سپاسگزار باشم — چیزی که تا پیش از این هرگز انجام نمیدادم. حالا هر روز چند مورد از چیزهایی که بابتشان از خدا، دیگران و خودم سپاسگزارم را مینویسم.
۵. ساخت شیشهی شفاف سپاسگزاری، پر از کاغذهای رنگی که هرکدام یادآور نعمتی هستند و ثروت من محسوب میشوند.
۶. نوشتن سپاسگزاریهای روزانه در گوشی موبایلم؛ هر روز چند دقیقه طول میکشد تا لیستم را مرور و موارد جدید را اضافه کنم. دیدن اینهمه نعمت، قلبم را سرشار از شادی و شکر میکند.
۷. دوستی با خداوند؛ دیدن او در هر اتفاق و نشانه، عشقورزیدن با او، رقصیدن در حضورش، اشک ریختن و به سجده افتادن از سر عشق و سپاس.
۸. داشتن پسانداز قابلتوجه — چیزی که تا پیش از این تجربه نکرده بودم: چکپول، دلار، طلا و کارت بانکی پر از پول که از فضل بینهایت خداوند همیشه سرشار است.
۹. رابطهای فوقالعاده با همسرم، که یکی از بزرگترین نتایج این دوره است. گویی خداوند از طریق این بندهی مهربانش هر لحظه به من عشق میورزد.
محبتهای بیاندازه، احترام عمیق، هدایا، واریزیها، گفتوگوهای عاشقانه و عشقی فراتر از تصور، همگی از الطاف الهی هستند.
در طول بیست سال زندگی مشترک، هرگز چنین سطحی از عشق و توجه را تجربه نکرده بودم و اکنون هر روز شاهد افزایش آن هستم.
میدانم همهی اینها نتیجهی دوست داشتن خودم است، و این جهان همچون آینه، همان را از طریق او به من بازتاب میدهد.
خدایا میلیاردها بار سپاسگزارم...
۱۰. کنترل ذهن و تقوا در روزهای دشوار جنگ دوازدهروزه، زمانی که پسرم در پادگانی زیر بمباران بود. باورهایی که از این دوره آموخته بودم، مرا از وسوسهها و ترسهای شیطانی نجات دادند. پاداش این ایمان، آرامشی بود که هنوز هم با یادآوری آن، اشک شکر در چشمانم جمع میشود.
۱۱. انس با قرآن؛ چنان عاشقش شدهام که هر چند روز یکبار سورهای را دانلود و بارها گوش میدهم و قوانین زیبای الهی را به یاد میآورم.
۱۲. دریافت هدیهای ارزشمند از والدینم؛ زمینی به ارزش بیش از دو و نیم میلیارد تومان که همزمان با شروع این دوره به ما بخشیده شد — نشانهای روشن از فضل بینهایت خداوند.
۱۳. غلبه بر ترسهایم؛ یاد گرفتم به تنهایی رانندگی کنم و حتی تا شهرهای دور و بزرگ بروم. ترس رانندگی در شب را هم پشت سر گذاشتم و حالا استقلال و آزادیام در رفتوآمد، برایم یکی از ارزشمندترین نتایج این دوره است.
۱۴. تعویض ماشین دوممان و خرید یک تندر نو در کنار لاماری شاسیبلند — باز هم از فضل بیپایان خداوند.
۱۵. انجام کارهایی در خانه که بیش از هشت سال به تعویق افتاده بودند و امسال به لطف خداوند در حال انجاماند.
۱۶. سلامتی کامل بدنم، حذف قند و شکر از رژیم غذایی و تجربهی انرژی و نشاط فراوان.
۱۷. گوش دادن مداوم به فایلهای مراقبه، سپاسگزاری و هدایت.
۱۸. خرید زمین برای توسعهی باغ، خرید مغازه و زمین جدید برای ساختوساز.
۱۹. تحقق آرزویی قدیمی که سالها در دفتر آرزوهایم نوشته بودم و امسال به لطف خدا به سادهترین شکل ممکن تحقق یافت — درست مثل کتاب راز.
۲۰. احساس ارزشمندی بدون نیاز به دستاورد؛ درک اینکه من تکهای از خداوند و جگرگوشهی او هستم و از روح او در من دمیده شده است.
۲۱. یاد گرفتن صبار و شکور بودن؛ صبر در مسیر و شکر در نتیجه.
۲۲. تحسین دیگران، دیدن زیباییهایشان و تمرکز آگاهانه بر نکات مثبتشان.
۲۳. نوشتن کامنت برای هر جلسه، گاه حتی بیش از یکی، و خواندن کامنتهای دیگران با احساس سپاس به خاطر این سایت ارزشمند.
۲۴. یاد گرفتن شنا، که روزی فقط آرزویم بود.
۲۵. یاد گرفتن بازی والیبال.
۲۶. پیدا کردن دوستان همفرکانس و انسانهای ارزشمند.
۲۷. فروش بیش از صد میلیون تومان از محصولات باغویلاییمان، که برای نخستین بار در امسال اتفاق افتاد و از فضل خداوند نصیبم شد.
577
146
34
32
3November 3, 2025 30.1K 229