دیدگاه زیبا و تاثیرگذار صادق عزیز در پروژه تغییر را در آغوش بگیر:
بهنام خداوند یکتا
سلام استاد عزیزم
خیلی خوشحالم که بعد از مدتی زندگی کردن خارج از قوانین الهی و دور شدن از الهامات الهی، دوباره به مسیر درست برگشتم؛ بهتر بگویم، دوباره هدایت شدم به جایی که به آن تعلق دارم.
من از دانشجویان قدیمی شما هستم و حدود ده سال است که آموزههای ارزشمندتان را دنبال میکنم. از محصولات متعدد شما استفاده کردهام و تقریباً ۹۰٪ فایلهایتان را دیده و بارها گوش دادهام.
اما تجربهای دارم که میخواهم با دیگران به اشتراک بگذارم:
فهمیدهام تا زمانی که در مسیر رسیدن به اهداف هستیم، باید بهصورت مستمر روی آموزشها و فایلها بمانیم. وقتی به نتایج و احساس خوب دائمی میرسیم، باز هم باید مسیر را ادامه دهیم؛ چون اگر رها کنیم، دوباره به جایگاه قبلی برمیگردیم.
این اتفاق برای من بارها در سالهای گذشته تکرار شد، چون استمرار نداشتم و به همین دلیل نتوانستم نتایج بزرگی بگیرم.
اما اینبار، با عزم و ارادهای راسختر و با تجربهی این سالها، تصمیم گرفتهام کارم را با پروژهی تغییر گامبهگام شروع کنم و مطمئنم که اینبار، با لطف خداوند، نتایج بسیار بزرگی بهدست خواهم آورد.
پاسخ به تمرینهای این جلسه
سؤال ۱: آخرین باری که قبل از برخورد با تضاد، مسیرت را اصلاح کردی و از تغییر استقبال کردی چه بود؟ چه نتیجهی ملموسی داشت؟
تغییر شغلم بود. در شغلی که سالها داشتم، نه درآمد خوبی وجود داشت و نه آیندهای روشن. تصمیم گرفتم سراغ علاقهام بروم و همین تغییر باعث شد سالها تجربههای عالی کسب کنم که بعداً در زندگیام به کار آمد.
با رفتن به دل ترسهایم، مهاجرت کردم و اتفاقات متفاوت و زیبایی در زندگیام رخ داد. همهی اینها نتیجهی همان تغییر بود.
سؤال ۲: در چه مواردی نشانههای تغییر را دیدی اما جدی نگرفتی؟ بعداً دقیقاً چه هزینهای برای فرار از تغییر پرداخت کردی؟
ادامه دادن همان شغل قدیمی اشتباه بود. شغلی که نه رشدی داشت، نه یادگیریای، نه آیندهای، نه درآمد بالایی.
من نشانههای رکود را میدیدم اما نادیده گرفتم. نتیجهاش این شد که در سالهای طلایی جوانی، حرفهای یاد نگرفتم تا در آینده برایم آسایش و رفاه ایجاد کند. همین باعث شد در مسیر کاریام با چالشهای زیادی روبهرو شوم.
سؤال ۳: اگر به آن موقعیت برگردی، چه اقدام جایگزینی انجام میدهی؟ چه رفتار یا واکنشی را تغییر میدهی؟
حتماً بعد از یک سال، شغلم را عوض میکردم و به دنبال یادگیری یک مهارت جدید میرفتم تا در آن متخصص شوم.
همچنین خدمت سربازی را به تعویق نمیانداختم. اگر در ۲۰ سالگی رفته بودم، در ۲۲ سالگی میتوانستم مسیر شغلی جدیدم را شروع کنم و حالا در ۲۷ سالگی بهجای شروع از صفر، یک متخصص با درآمد بالا بودم.
سؤال ۴: چه باور محدودکنندهای باعث میشد ایجاد تغییر را به تعویق بیندازی؟ و چطور آن را اصلاح کردی؟
باور کمبود، ترس و اینکه «تا سرمایه نداشته باشم، نمیتوانم کاری بکنم» یا اینکه «در این شرایط از صفر نمیشود شروع کرد» مانع من بودند.
اما وقتی با شما، استاد عباسمنش، آشنا شدم و سبک زندگی و آموزههایتان را دیدم، در من این باور شکل گرفت که میشود از هر نقطه، در هر شرایطی و در هر کشوری، شروع کرد و موفق شد.
با تمام وجودم متعهد هستم که در مسیر این پروژه ادامه دهم و مطمئنم خداوند راه را برایم هموار خواهد کرد.
سپاسگزارم استاد عزیزم،
با عشق و ایمان
جهت شروع پروژه تغییر را در آغوش بگیر به سایت abasmanesh.com مراجعه نمایید
👇👇👇👇
https://abasmanesh.com/fa/embrace-change-project/
352
91
29
24November 4, 2025 22.7K 65